تبليغاتX
به سایت رو شنگری جوزجان خوش آمدید

سید احمد شاه دولتی فاریابی

فاریاب وتغیرات نام آن درطول سده ها

(قسمت ششم وپایانی)

ولایت فاریاب دوردست یعنی چه؟ ولایت فاریاب درگذشته ها که بین کابل پایتخت تا میمنه مرکزولایت فاریاب سرک وجادۀ اسفالت وقیرریزی وجود نداشت بنام ولایت دوردست یاد میگردید که طی فاصله بین کابل تا میمنه توسط موترلاری باربری که درعین حال مسافرین را نیزحمل میکرد ازراه کوتل شیبرتا میمنه حد اقل یکهفته را دربرمیگرفت واین فاصله توسط موترجیپ روسی لااقل درسه روز طی میگردید وموترهای تیزرفتارتوان رفتن به این راه خامه وپرازکند وکپررا نداشت .                                                                             اکنون که جاده ها کاملاً پخته وقیرریزی گردیده است فاصله بین میمنه تاکابل درظرف12ساعت توسط تیزرفتاروسرویس های ترانسپورتی طی میگردد ومجازنیست مردم به موترلاری باربری سوارشوند ، بناءً حالا نمیتوان میمنه مرکزولایت فاریاب را دوردست قلمداد نمود ه این اصطلاح را درمورد امداد رسانی ها برای مردمان مستمند وفقیربهانه قرارداد .                            امید واری ها وجود دارد که درآینده های نه چندان دور، شهرمیمنه ومناطق مسیرجادۀ ترانسپورتی ولسوالی های قیصار، المار، میمنه ، تگاب شیرین ، دولت آباد واندخوی پس ازتمدید خط آهن ازهرات تا بندرآقنۀ اندخوی بین مرزتورکمنستان وافغانستان درشمال کشورویا باعبورازمسیرجادۀ جوزجان وشهرمزار شریف تا بندرحیرتان مرزبین افغانستان واوزبیکستان برسد که طبق پلان دراین مسیرجادۀ حلقوی بین کابل هرات و هرات فاریاب تا مزارشریف وکابل برای عبور ومرور ترانسپورتی جاده یی نیزبه پایۀ اکمال خواهد رسید وخواب های دیرینۀ مردم افغانستان منتج به تعبیرخوش آیند خواهد گردید .                                                    تلاش های دلسوزانه مردم فاریاب برای بهسازی امورمربوط به زنده گی وبوجود آوردن رفاه اجتماعی درمناطق مسکونی شان بصورت خستگی ناپذیرادامه دارد مخصوصاً دراین اواخردراثرتلاش های پیگیرانۀ بزرگان قوم وروشنفکران دلسوزولایت فاریاب ، توجه مقامات ذیصلاح برای رفع مشکلات وتامین آنچه برای زنده گی امروزی انسان ها ضرورت است جلب گردیده که ازاهمیت حیاتی برخورداراست ، درحال حاضر برای تامینات (برق ، آب ، معارف) طی پلان وپروژه های معین اقدامات چشمگیرروی دست گرفته شده است که ازآیندۀ بهتربرای مردمان ولایت فاریاب نوید میدهد ، درمورد هریک ازاین بخش ها معلومات مختصر ارایه میگردد : تامینات برق—دردنیای مدرن امروزی برق ازجملۀ مهمترین ضروریات زنده گی انسانها بشمارمیرود ، برق محصول فکری واختراع توماس الوا ادیسون امریکا ئی است که در 11فبروری 1847 میلادی تولد گردیده در18اکتوبر1931چشم ازجهان پوشیده است مطالب زیادی دربارۀ انواع اختراعات ادیسون که بشکل ادیسن نیزنوشته شده است وجود دارد اما گفته شده است که ازمجموع2500نوع اختراعات وی برق مهمترین بوده است که درمورد دیگرگون ساختن اوضاع عمومی وزنده گی اجتماعی تاثیرات جهان شمول داشته وهمه گیربوده است ،  برق است که هوای خانه واطاق را حسب الخواهش گرم ویا سرد میسازد ، خانه وجاده هارا روشنی می بخشد ، کارپخت وپزرا آسان میکند ودرهزاران موارد دیگرکاربرد دارد .         برق ازطریقه های مختلف استحصال میگردد : وقتی با احداس بند وذخیرۀ آب درکاسۀ آبگردان آن توربینهای مؤلد برق به حرکت آورده شده وازبرق استحصالی آن استفاده میگردد اینگونه برق را برق آبی میگویند مثل برق آبی کجکی درجنوب افغانستان وبرق آبی ماهی پردرشرق کابل زمانیکه توربین برق با سوخت گازبه حرکت آورده شده ازبرق استحصالی آن استفاده گردد اینگونه برق را برق حرارتی یا برق گازی میگویند مثل برق حرارتی کود برق مزارشریف بزرگترین دستگاه های مؤلد برق درجهان نیروگاه های هسته یی است که دستگا های مؤلد برق آن راکه با سوخت یورانیوم غنی سازی شده فعالیت مینماید ریاکتوراتمی میگویند وبرق آنرا برق اتمی یا برق هسته یی مینامند که وسایل تامینات برق درکشورهای پیشرفته وصنعتی درشرق وغرب همین نیروگاه های اتمی وهسته یی است که طرزاستفاده ازان کثیرالجوانب است که توضیحات دربارۀ آن ازحوصلۀ این نوشته خارج است .                                           تولید برق با استفاده ازانرژی باد وآفتاب نیزبنام (انرژی سبز) درسال های اخیر دربعضی ازکشورها روبه رشد است ، گفته میشود آلمان فدرال ازهمه کشورها دراین زمینه پیش است ، افغانستان که دریکسال تقریباً 300روزآفتاب دارد وزش باد نیزبالای تپه ها وکوها همیشه به حد لازم وجود دارد اگرپروژه های تولید برق با کمک متخصصین خارجی برای  استفاده ازانرژی خورشید وباد روی دست گرفته شده پس ازتجربه درصورت قناعت بخش واقتصادی بودن تولید برق ازاین طریق ، آنرا تعمیم بخشند درکمترین زمان لازم تمام روستا ها ومحلات مناطق افغانستان به برق دسترسی پیدا خواهند نمود ، تاریخچۀ اختراعات وصنعت نشان میدهد که ماشین جنراتوربرق نیزپس ازاختراع برق توسط دانشمندان ، ابتدا بصورت کوچک وسیارساخته شده که درسیر وسفرهای تفریحی وتوریستیکی ازان برای روشن کردن خانه وخیمۀ نشیمن خود استفاده میکردند اما بعد تربه فکرساخت جنراتوربزرگتروبا قدرت تولید بیشتربرق افتا دند تا چند خانه را دریک محلۀ محروم ازبرق توسط برق جنراتورروشن بسازند واین کارکه مؤثربود توسعه یافت ودرسال1867توسط شرکت زیمنس جنراتورهای بزرک مؤلد برق تولید وبه بازارعرضه شد وخرید وفروش آن آغازگردید بعداً شرکت های دیگرنیز به تولید جنراتورهای قوی پرداختند ، دردهه های پس ازختم جنگ جهانی دوم تورید بیشترجنراتورهای مولد برق دربعضی ولایت افغانستان نیزآغازگردیده  درشهرمیمنه جنراتوردیزلی ساخت شوروی خریداری و نصب گردید که ازبرق آن خانه های مامورین ارشد آن زمان روشن ساخته شد اما بعد ها جنراتورقوی ترمؤلد برق، جای جنراتور قبلی را گرفت که خانه های بیشترمردم متمول درداخل شهرمیمنه با برق روشن شد که آن زمان ازبرق بجزروشن کردن گروپ های برق ، درپخت وپزها استفاده کردن مجازنبود ، استفاده ازجنراتورهای کوچک وسیارپس ازآغاز مهاجرت ها ومسافرت های مردم به کشورهای همسایۀ افغانستان دربعضی خانه های متمولین روستا ها وشهرها که ازنعمت برق محروم بودند رواج یافت وهنوزهم درمناطق محروم ازبرق ازاین جنراتور ها استفاده میگردد ، مطالب فوق الذکربخاطری ارقام گردید که ازیکطرف سطح معلومات خواننده گان جوان را بالا ببرد وازجانب دیگربا اطلاع بیشتر ازسوابق استفاده ازبرق درفاریاب ، انهائی که به نعمت برق دسترسی یافته اند قدرآنرا بدانند وازان به درستی استفاده نمایند وازسیم ولین های فرسودۀ برق که به اصطلاح شارتی بوجود آمده ابتدا باعث درگرفتن پوش سیم برق وبعداً باعث حریق بزرگ خانه را درقبال دارد استفاده صورت نگیرد .                                             پروژۀ تا مینات برق فاریاب: مطالعات ومذاکرات با مقامات تورکمنستان درمورد استفاده ازبرق آنکشوربرای تنویر ولسوالی اندخوی وملحقات آن وسایرمناطق ولایت فاریاب وجوزجان درزمان اقتدار جنرال دوستم طرح وآغاز گردیده بود پس ازورود طالبان درشمال کشورمسکوت ماند ولی دردوران حکومت مؤقتی برهبری حامد کرزی که نورمحمد قرقین و محمد شاکر کاریگراندخوئی ازطرف جنرال دوستم بصفت نماینده های جنبش ملی اسلامی افغانستان معرفی گردید که هردوازطرف حامد کرزی بحیث وزیردرکابینۀ مؤقت توظیف گردیدند که شاکرکاریگرمسئولیت وزارت آب وبرق را برعهده داشت که درجریان تماس های مستقیم با مقامات تورکمنستان این موضوع فروخفته (استفاده ازبرق تورکمنستان درتنویرولسوالی اندخوی وملحقات آن ومناطق ولایت فاریاب وجوزجان) مجدداً طرح گردیده مطالعات دربارۀ آن روی دست گرفته شد اما شاید مشکلاتی وجود داشت که این کاربه حد لازم سرعت نگرفت اما درسال2006میلادی دراثرتقا ضا های پیهم بزرگان فاریاب زمین مطالعات مجدد آغازگردیده این پروژۀ استفاده ازانرژی برق تورکمنستان به توجه اسمعیل خان وزیرانرژی برق وآب روی دست گرفته شد که تمدید لین انتقال برق ازتورکمنستان تا شهرمیمنه وسایرمناطق مورد نظر(ده میلیون وپنجصد هزار دالرامریکائی) مصارفات داشته است که ازطرف کمک های بلاعوض هندوستان تا مین گردیده است ، طبق اطلاعات رسانه های بیدون مرز، ازتاریخ 21سپتامبر2008میلادی بیشترازچهل هزارخانواده ازنعمت برق درمربوطات ولایت فاریاب مستفید گردیده اند که نهصد خانواده درولسوالی های تگاب شیرین ودولت آباد بوده است ، والی فاریاب گفته است هنوزمردمان سه ولسوالی محروم ازبرق اند که درآینده های نزدیک به این ولسوالی ها نیزلین برق تمدید واهالی آن ازنعمت برق مستفید خواهند گردید اما بعضی ازمردمان روستا های ولسوا لی ها که ازبرق محروم اند گفته اند برق ما آفتاب ومهتاب خدا است ، انها معتقد اند برق اگردرولسوالی شان آورده شود اول ، خانه هائیکه شامل مرکزولسوالی میشود ازان استفاده خواهند کرد ازاین باعث آنها گفته اند به قشلاق های ما هم برق شاید برسد اما فکرنمیکنیم درمدت پنج وشش سال خانه های ما با برق روشن شود ... مامورین مسئول برق رسانی وسید عبدالحمید رئیس عمومی برق ولایت فاریاب گفته اند : برای تمدید لین برق به ولسوالی هائی که هنوز برق ندارند به لوازم و وسایل نیازاست که اگراین وسایل ولوازم مورد ضرورت برق رسانی ازطرف مقام وزارت انرژی برق وآب دراختیار ریاست عمومی برق ولایت فاریاب گذاشته شود پروسۀ برق رسانی به ولسوالی های قیصار، المار، لولاش ومناطق دیگرنیزاقدامات سریع وجدی صورت خواهد گرفت .                  بعضی خانواده هائی که ازبرق مستفید گردیده اند گفته اند قبل ازبرق رسیدن ، ما ازجنراتورهای خورد پطرولی استفاده میکردیم که نسبت بالابودن قیمت پطرول روشن کردن خانه های مان با برق جنراتورقیمت تمام میشد اکنون یک کیلوات برق دوافغانی قیمت گذاری شده است که برای ما خیلی خوب وارزان است ما خوش هستیم .                                                        پروژۀ آب آشامیدنی درفاریاب : طبق گزارش آژانس اطلاعاتی باختردر28آگست2006میلادی درجلسۀ کمیتۀ اقتصادی شورای وزیران روی مواد مندرج درآجندای جلسه شوروبحث صورت گرفته تصامیم اتخاذ گردید ازخانم فوزیه رؤفی وکیل ولایت فاریاب درولسی جرگه نیزدعوت شد تا مشکلات مردم ولایت فاریاب را که ازخشکسالی به آن مواجه گردیده اند به مجلس ارایه وتوضیح بدهد ، خانم فوزیه رؤفی گزارش مفصل درزمینه ارایه نمود پس ازان وزیر احیا وانکشاف دهات و وزیرانرژی برق وآب ضمن توضیحات خود درمورد مشکلات ناشی ازخشکسالی که مردم فاریاب رامتاثرنموده است گفتند : هیئت مشترک این دو وزارت قبلاً به ساحه اعزام گردیده سروی جریان دارد وعنقریب مشکل آب آشامیدنی درولسوالی اندخوی مرفوع خواهد گردید و در نظراست پس ازمطالعات لازم تخنیکی واقتصادی ، انتقال آب ازدریای مرغاب باعبوردادن ازمنطقۀ (عرقیه عالمجی) الی دریای سرحوض ازطریق تونل آبی (پایپ لین ولوله کشی ) آغازوانجام شود اما گفته نشده است که بعداً این آب پس ازتصفیۀ میخانیکی با تمدید شبکه های آبرسانی به اختیارشهریان میمنه وحومۀ آن قرار خواهد گرفت ویا به حالت طبیعی پس ازورود به دریای سرحوض منبع آبی ذخایرکاسۀ آبگردان آن با آب ذخیرۀ سرحوض یکجا طبق تقسیمات معمول برای آبیاری باغات وپرکردن حوض های آب بصورت سنتی به مصرف میرسد؟ اما بهتراست دستگاه تصفیۀ آب درجای مناسب نصب گردیده آب تصفیه شده ازطریق پایپ لین ونلدوانی (شبکه های آبرسانی) به اختیارمردم گذاشته شود ویقین است که چنین خواهدشد ، طبق فعالیت های دیگردربعضی مناطق ولسوالی های فاریاب که سربلاق "سرچشمه ها" کورگردیده آب های جاری آن خشک گردیده است ، این بلاق ها یا چشمه ها بازسازی شده ومسیرجریان آب آنها صاف کاری گردیده است وآب این سرچشمه ها وسربلاق ها ازنظرمردم آب پاک وصاف برای نوشیدن واستفادۀ روزمره برای خانواده هامیباشد ازهمین سبب بعضاً حوض هائی که درمحوطۀ مساجد وجود دارد ازاین آب پرمیکنند وازآن ساکنین قرب وجوارمسجد استفاده مینمایند،  تهیۀ آب آشامیدنی برای مردم اندخوی: اسمعیل خان وزیرانرژی برق وآب به خبر نگاران گفته است : به زودی یک ذخیره گاه آب با ظرفیت( دوازده هزارمترمکعب) درولسوالی اندخوی مربوط ولایت فاریاب احداث و به بهره برداری سپرده خواهد شد ، گفته میشود این ذخیره گاه آب به فاصلۀ{90کیلومتر}ازدریای آمو دراندخوی درنظرگرفته شده است که آب آن توسط واترپمپ قوی ازدریای آمو گرفته شده ذریعۀ پایپ لین{نل دوانی} به ذخیره گاه منتقل میگردد وبعد ازتصفیه ازطریق شبکه های آب رسانی برای ساکنین اندخوی توزیع میگردد که (یکصد وهفتاد هزارنفر) ازاین آب صحی آشامیدنی مستفید میشوند که مصارفات این پروژۀ آب رسانی بالغ بر(دوازده میلیون دالرامریکائی ) است که ازبودجۀ انکشافی وزارت برق وآب تادیه میشود --   پروژۀ آب رسانی برای آبیارزمین ها درفاریاب: کارپروژۀ استفاده ازآب دریای آمو برای آبیاری زمین های زراعتی درولسوالی اندخوی وفاریاب رسماً در23سپتامبر2008میلادی توسط اسمعیل خان وزیرانرژی برق وآب با حضورعبدالحق شفق والی فاریاب وبزرکان آن ولایت افتتاح گردید که مصارف این پروژه ازآغازتا مرحلۀ بهره برداری معادل (دوازده میلیون دالرامریکائی)برآورد گردیده است .                                                              مسئولین اموروزارت برق وآب گفته اند : آب دریای آمو ازطریق حفرکانال بطول95کیلومتربه کمک پنج پمپ استیشن آب    ستیپ به ستیپ تا ولایت فاریاب رسانیده خواهد شد وزمین های زراعتی اندخوی ومربوطات فاریاب تا آنجا که مقدوراست آبیاری خواهد گردید ، سالها درمورد استفاده ازآب دریای آمو برای آبیاری زمین های بایرقابل کشاورزی درولایات بلخ ، جوزجان وفاریاب ازطرف متخصصین وصاحب نظران با ارایۀ فاکت ها ابرازنظر هائی صورت گرفته اما نسبت نبود امکانات مالی ومصارفات پولی ، این موضوع مسکوت گذاشته شده بود ، هنوزهم فکرمیشود که روی دست گرفته شدن این پروژه شاید طورامتحانی صورت گرفته باشد ک درصورت بارآوردن نتایج مطلوب، امکان استفادۀ وسیع ترازاین آب وافر دریای آمو که کاملاً حق مسلم ساکنین افغانستان است مجدداً مورد مطالعه وازلحاظ فنی ، تخنیکی ومالی سکیچ بندی وبا درنظر داشت جنبه های اقتصادی اکمال پروژه وحجم محصولات زمین های تحت ابیاری قرارداده شده درشمال کشورارزیابی ها بعمل خواهد آمد اما یقین کامل وجود دارد که زمین های وسیع لم یزرع فعلی درولایات بلخ ، جوزجان وفاریاب کاملاً تحت آبیاری قرار بگیرد فرآورده های کشاورزی آن نه تنها قابل کفاف برای مردم افغانستان خواهد بود بلکه مازاد محصولات آن برای صدوربه کشورهای دیگرآماده خواهد شد ، مردمان فاریاب با خوشبینی کامل معتقد اند که پس ازاکمال پروژۀ استفاده ازآب دریای آموبرای آبیاری زمین های زراعتی مناطق فاریاب یقیناً این ولایت واندخوی با زمین های وسیع زراعتی اش به انبار غله تبدیل گردیده نام قدیمی فاریاب که بنام انبارغله شهرت داشت زنده خواهد شد ومحصولات وفرآورده های کشاورزی شان را دراختیارساکنین ولایات دیگر که به آن ضرورت دارند خواهند گذاشت .                      معارف ولایت فاریاب : مردمولایت فاریاب درمجموع علم دوست ومعارف پروربوده همیشه تا جای ممکن برای تحصیل علم ودانش پرداخته وفرزندان خودرا تشویق به فراگیری علم و دانش نموده اند ، درفاریاب زمین ازآغازظهوراسلام آموزش علوم دینی درمساجد برای اطفال وحتی بزرگ سال ها رواج یافته وپس ازرویکارآمدن مکاتب درولایات افغانستان درزمان شاهی نیز مساجد وملاهای آن درفاریاب نقش اول را برای آماده سازی اطفال برای شمولیت درمکاتب داشته است ازهمین سبب است که فاریابی ها ومیمنگی ها درهرزمان با تلاشهای کم نظیر واستعداد سرشاردرآموزش علم ودانش دربین همقطاران هموطن خودبا وجود مواجه بودن به تعصبات کوروحرکات استعداد کش بعضی ازآموزگاران شان که ازخارج حوزۀ ولایت خودشان گماشته میشدند تبارزنیکو داشته اند و امروزتحصیل یافته های فاریاب بسویۀ دوکتورا دررشه های علوم ، داکتر طب ورشته های مختلف طبی ، انجنیر، معدن شناس ، دارای رشته های تخصصی درامورزراعت ، زبان وادبیات ، تاریخ وفلسفه ، ساینس ، کیمیا بیولوژی وبکلوریا پاس وامثال آن افتخار تمام ساکنین ولایت فاریاب وهموطنان علم دوست ومعارف پرور کشورمان افغانستان بشمارمیروند ، درولایت فاریاب دردوران ریاست جمهوری داود خان یک مرکزتربیۀ معلم درشهرمیمنه تاسیس گردیده تعدادی ازفارغان لیسه هارا که دارای  واجد شرایط شمول به آن باشند جذب نموده توسط استان مجرب تحت آموزش قرارمیداد که این تربیۀ معلم دردوران حاکمیت حزب دموکراتیک افغانستان به انستیتوت پیداگوژی ارتقا داده شد درزمان ده سال اقتدارجنرال دوستم درشمال (از1992 تا 2002میلادی) که رسول پهلوان معاون او تادم مرگش درسال1996 درعین حال وظیفۀ نظارت برامنیت فاریاب را نیزبرعهده داشت و بنام رئیس تنظیمۀ فاریاب نیزیاد میگردید به مشوره وهمکاری دانشمندان فاریاب و هدایت جنرال دوستم دانشکدۀ زراعت نیزدرشهرمینه تاسیس شد ودیری نگذشت دانشکدۀ تعلیم وتربیه نیزرویکارگردید ، دراین دانشکده ها شرایط شمول آسان ترشده و بیشترین فارغان لیسه ها(بکلوریا پاسها) جذب گردیدند که هرکدام ازاین دانشکده ها دارای اطاق های لیلیه با تمام ملحقات ضروری آن آماده شد ، درلیلیه ها طبق لوایح قبول شده فارغان لیسه های ولسوالی ها وحومۀ شش کروهی شهرمیمنه  شامل میگشتند وبسیاری ازمحصلین این دانشکده ها که درداخل شهرمینه زنده گی داشتند بقسم نهاری درس میخواندند واجازۀ بود وباش دایمی را درلیلیه ها نداشتند دران زمان مجموع این دانشکده ها بنام انیستیتوت فاریاب مسمی بود که ازآغاز2008م دانشکدۀ زبان وادبیات نیز دمیمنه فعال کردیده به جذب محصلین منطقه پرداخت که حالا مجموع این دانشکده ها بنام دانشگاه فاریاب نام گذاری شده است که بعضاً پوهنتون فاریاب نیز گفته میشود طبق پلان وزارت تحصیلات عالی درآینده دانشکدۀ حقوق ، دانشکدۀ اقتصاد ، دانشکدۀ انجنیری نیزدرمیمنه تا سیس وفعال میگردد فعلا ً بیشترازپنجصد نفرازفرزندان خانواده ها وساکنین ولایت فاریاب دردانشگاه فاریاب مصروف تحصیل اند ، طبق اظهارات مسئولین اموردانشگاه فاریاب هفتاد وپنج جریب زمین درشهرمیمنه به عمارت بعدی دانشگاه فاریاب تخصیص داده شده است وسنگ تهداب عمارت دانشگاه فاریاب شامل( دانشکدۀ زراعت ، دانشکدۀ زبان وادبیات ، دانشکدۀ تعلیم ئتربیه دردراواخرماه سپتامبرسال2007میلادی گذاشته شده است که مصارفات مجموعی آن(دومیلیون وپنجصد هزاردالر امریکائی)  برآورد گردیده است ، بقول رئیس دانشگاه فاریاب به عمارت دانشکده های زراعت وادبیات یک میلیون وششصد هزاردالرامریکائی ازبودجۀ وزارت تحصیلات عالی تادیه گردیده اما تمام مصارفات دانشکدۀ تعلیم وتربیه را شعبۀ انکشافی بین المللی امریکا به عهده گفته است که مصرف آن یک میلیون دالربرآورد شده است ، بقول رئیس دانشگاه فاریاب لیلیه ها درمیمنه مختص بنام هریک ازدانشکده هاساخته شده است که درهرلیلیه محصلین مربوط همان دانشکده اطاق شب باش دارند که لیلیه مربوط آن است .                                                                                                                       وقتی در26اپریل2008میلادی خانم{انگلید ستارام کیلن} وزیر دفاع ناروی برای دیدار سربازانش به میمنه واردشد حین دیدار با مقامات ولایت فاریاب مصارف ساختمان عمارات باقیماندۀ دانشگاه فاریاب را به عهده گرفت ، ناروی یکی ازکشورهای سکندا ناویا دراروپای غربی است که درافغانستان مجموعاً547سربازدرچوکات ناتو دارد که ازجملۀ آن دوصد سربازآن درمیمنه مرکزولایت فاریاب مستقراند نیروهای نظامی ناروی ازسال2007تانوامبر2008میلادی به بازسازی ونوسازی هشتاد مکتب کمک مالی کرده است ، بقول مقامات معارف ولایت فاریاب ،ازسال2002تا ماه نوامبر2008میلادی بیشتر ازچهل باب مکتب نوسازی شده است وکاربازسازی یکصد باب مکتب درمناطق مختلف فاریاب آغازگردیده واکثراً به پایۀ اکمال رسیده وکار متباقی آن بزودی تکمیل میشود ، وزیرمعارف افغانستان میگوید ازجملۀ334مکتب قابل ترمیم وبازسازی که2848صنف درسی را دارابود درسال2007میلادی661صنف درسی اعمارشد متباقی درآینده اعمارخواهدگردید اما پیروزکریمی کارشناس تعلیم وتربیه درولایت فاریاب گفته است درولایت فاریاب چهارصد آموزشگاه(لیسه ، متوسطه ، ابتدائی) وجود دارد که ازان جمله صرفاً85مکتب اباد است ومتباقی همه قابل ترمیم وبازسازی وحتی قابل نوسازی است شاگردان شامل دراین400مکتب جمعاً250هزارو تعداد معلمین وآموزگاران آنها شش هزارنفرقلمداد گردیده است ، گفته میشود یک شرکت معارف دوست  تورکی مبلغ750هزار دالرامریکائی را برای اعمار وبازسازی سه مکتب درولسوالی قیصار، شهرمیمنه ، دولت آباداعانه داده است ، درماه اسد سال روان هش عبدالحق شفق والی فاریاب به خبرنگاران گفت کاراعمار114مکتب در13ولسوالی فاریاب آغاز گردیده وتا اخیر حوت سال جاری به پایۀ اکمال خواهد رسید ویکصدهزارشاگردان ازخیمه ها به صنوف درسی منتقل خواهند شد ، خبر گزاری صدای افغان در18میزان 1387ش ازقول والی فاریاب نوشته است41باب مکتب درفاریاب به بهره برداری سپرده شده وکاراعمار123مکتب دیگرروی دست گرفته شده است که مصارف مجموعی آن بیش ازشانزده میلیون دالرامریکائی میشود ومقامات مسئول معارف فاریاب گفته اند قرار است85باب مکتب دیگرتا یکسال آینده درمربوطات ولایت فاریاب احداث میشود ، فعالیت های انجمن فرهنکی آیدین فاریاب نیز چشمگیراست که موفقیت های بیشتر برای دست اندرکاران آنها آرزومیکنم ، مطالب گفتنی دربارۀ فاریاب فراوان است شرح وبیان آنرا به آینده موکول نموده این نوشته را درهمینجا اختتام می بخشم والسلام{ پایان}7 / 11 / 2008میلادی

نوشته شده توسط محبوب بهروز   | لینک ثابت |

سیداحمدشاه دولتی فاریابی

فاریاب زمین و تغیرات نام آن درطول سده ها

(قسمت پنجم)

مساحت ، نفوس و تشکیلا سیاسی فاریاب : مساحت مجموعی ولایت فاریاب طبق انتشارات جغرافیای سیاسی افغانستان (27922) کیلومترمربع زمین قلمداد گردیده وتکاثف نفوس درهرکیلومترمربع (61نفر) وانمود شده است که طبق این ارقام مجموع نفوس ولایت فاریاب {1703242نفر} یعنی یک میلیون وهفتصد و سه هزارو دوصد وچهل ودونفر میشود اما بعضی ازدانشمندان وجامعه شناسان نظر به دلایل ذیل نفوس مجموعی قلمرو ولایت فاریاب راحدود دوونیم میلیون نفر تخمین میزنند :

طبق تیوری علمی جامعه شناسی نفوس یک منطقه درحالت های آتی افزایش می یابد :

 درشرایط آرامی اوضاع درتمام قلمرو قضائی کشور ، پررونق بودن تجارت وارداتی وصادراتی ، بوجود آمدن منابع کارو بالارفتن میزان تولید به تناسب تقاضا ، شهرسازی ونوسازی عمارات که زمینه را برای جذب نیروی کاربیشترفراهم مینماید ، شگوفائی معارف وتوسعۀ نهاد های آموزشی که علاقمندان علم ودانش را بسوی خود میکشاند ....

ولایت فاریاب ، قبل ازانقلاب ثور1357ش وبعدازان وهمچنان دردوران ریاست جمهوری برهان الدین ربانی وپس ازان تاحال گاهی ازجملۀ آرام ترین منطقه وبعضی اوقات با لنسبه آرام بوده همیشه ازمناطق نا امن ونا آرام کشورهموطنان بیجاشده ومهاجرین داخلی را بسوی خود کشیده است ، تجارت اموال گوناگون صنعتی وغیرصنعتی کشاورزی ومالداری نیزدرمیمنه هیچگاه ازرونق نه افتاده است با آنکه بعضی اوقات نسبت بروزتشنجات موقتی به رکود مواجه گردیده است ، قابل یادآوری است که بعد ازسقوط رژیم داکترنجیب درماه می سال1992که جنرال دوستم درشمال افغانستان بحیث قدرتمند ترین شخصیت نظامی وسیاسی تبارزنمود به همکاری قومندان های مشهورمثل رسول پهلوان و بردارانش ودها قومندان دیگردرفاریاب ، جوره بیگ ، لعل قومندان وده هاقومندان دیگردرجوزجان ، غفارپهلوان وسراج الدین صیادی و دیگران درسرپل ، قومندانها وشخصیت های سیاسی ونظامی دیگردربلخ ، سمنگان ، کوندوز، بغلان با همکاری های دوستانۀ فعالین حزب وحدت وسایرین مدت ده سال ولایات تحت فرمان خودرا با تامین امنیت وآرامی حفظ کرد و جلوهرگونه تخریبات نگران کنندۀ دشمنان وسبوتاژگران را گرفت بخصوص رسول پهلوان معاون جنرال دوستم  که مسئولیت تامین امنیت درمناطق ولایت فاریاب را نیزبرعهدۀ خود گرفته بود گفته میشد که فاریاب ، جوزجان ، سرپل وسمنگان نسبت بهر ولایت دیگرامن تراست .

درمدت این ده سال اقتدارجنرال دوستم وهمکارانش با وجود آنکه یگان وقت دربعضی منطقه دراثر مخالفت های ذات البینی قومندانها ویا افراد مسلح ، به اصطلاح اوزبیک ها یگان( تراق تروق) صورت میگرفت اما درمجموع با عث نگرانی عامه نمیگردید که ازخانه وکاشانۀ شان فرار نمایند و یا مانع ورود هموطنان بیجا شده گردد بناءً آرامی اوضاع درمیمنه درسال های متمادی بخصوص دردوران ده سال اقتدارجنرال دوستم توام با همکاری کادرهای نظامی وسیاسی محلی ومنطقه یی فایاب زمین فرصتی نیکو برای مسکن گزینی خانواده ها ی دیگر ازولایات نا آرام و نا امن کشوردرفاریاب زمین بوده است که این امرنیز بحیث یک فاکتورباعث افزایش نفوس ولایت فاریاب گردیده است .

جامعه شناسان فاکتورهائی را درمورد کاهش نفوس یک منطقه نیزتذکارداده اند که فشردۀ آن به شرح ذیل است :

نسبت فراگیر بودن جنگ وخشونت دوا م دارو دیگرگون شدن اوضاع امنیتی منطقه ، خشکسالی های متواتر وقحطی تباه کننده که درنتیجۀ آن بروزمیکند ، نبود منابع جذب نیروی کارباشنده گان منطقه .

اگرچه درسال های پس ازهجوم نظامی شوروی درافغانستان درسال1980میلادی شورش های غیرمنظم برهبری ملا های مذهبی مانند سایر مناطق افغانستان درولایت فاریاب نیز خودرا نشان داد که مبلغان دولت آنهارا اشرارمیگفتند ، زمانیکه نیروهای نظامی شوروی درسال1920م به آسیای میانه وارد شدند نیزمبارزان مسلمان ضد کمونیستی را بنام " باسمه چی" یاد مینمودند که ازاین سبب بعضی ها " اشرارافغانستان " وباسمه چی آسیای میانه را معادل همدیگرمی پنداشتند درحالیکه اشرار بمعنی شراندازی و دامن زنندۀ اختلافات و یک واژۀ مذهبی بود ، باسمه چی بمعنی حمله کننده گان بشکل تهاجمی بر دشمن بوده یک اصطلاح نظامی بود که خصلت سیاسی داشت یعنی نپذیرفتن حاکمیت بیگانه وعدم قبول ایدیا لوژی دشمن و تداوم مقاومت تا پای جان بخاطر دفاع ازمیهن وایدیالوژی مذهبی خودشان که اسلام بود .

زمانی که پس ازورود ارتش شوروی به افغانستان قوای مخالف کمونیزشوروی نیزمخفیانه وارد صحنه سیاسی ونظامی علیه شوروی شدند شورشیان پراگندۀ افغانستان نیز به تنظیم های مختلف، معین ومشخص منسجم گردیدند که دررأس تنظیم ها پیشگامان ورهبران مذهبی قرارداشتند آنها متحدا درهرجا وهرمنطقه علیه کمونیزم شوروی جهاد اعلام نموده با استفاده ازجنگ افزارهای مخالفین شوروی بنام "مجاهدین " تبارزکردند که گاهی بصورت چریکی و پارتیزانی درگروپ های کوچک و گاهی بصورت غافلگیرانه وتهاجمی به شکل "باسمه چی ها ی آسیای میانه " به مواضع دشمن حمله مینمودند و درصورت غلبه بردشمن ، آنچه از آنها " اولجه " میکردند مانند باسمه چی های آسیای میانه بنام غنیت جنگی دربین خود تقسیمات مینمودند وآنچه قابل تقسیم وقابل استفاده برای شان نبود همه را به آتش میکشیدند .

درهمین بحبوحه درولایت فاریاب مولوی غفورمشهوربه مولوی قره که بحیث مدرس علوم دینی درولسوالی تگاب شیرین مصروف بود بنام رهبرجهادی های فاریاب تبارزنمود ، شایعات وجود داشت که مولوی قره ازطرف دوستانش درپشاور خواسته شده است به صفت قومندان عمومی تام الاختیارحرکت انقلاب اسلامی تعین شده است که مصارفات نظامی ولوژیستیکی او توسط افراد خودش ازپشاوراخذ و توسط "حیوانات باری" به آستانه با با مرکزفرماندهی او منتقل میگردید آنهائی که نسبت بلد شدن درراه ها وکسب مهارت درانتقال سلاح واکمالات را بر دوش داشتند  دربین مردم بنام " سلاح کش" مشهورشده بودند مثل امین بروتی سلاح کش ، قاسم چپۀ سلاکش ، نبی مشیغ سلاح کش وامثال آن .

مردم میگفتند مولوی قره افراد بیسواد وکم سواد را دوست دارد وآنها را" دنیابی خبر" میگوید اما دشمن سرسخت جوانان تحصیل کرده ومکتب خوانده ومعلمین ومامورین دولت است ، هرشخصی که معلم ، متعلم ویا ماموردولت بوده درصورت گیر افتادن به دام شبکه هایش ، بنام کمونیست تیرباران شده اند .

یکنفر بنام عبدالوهاب معلم ازدولت آباد فاریاب که برای شامل شدن درگروپ های چریکی مولوی قره به نزد وی رفته خودرامعلم علوم دینی مکتب معرفی کرده بود مولوی قره به اختیا ط اینکه جاسوس وگماشۀ کمونیست ها نباشد اورا مدتی حبس نموده دربارۀ هویت وکرکتروهاب معلم ازمنطقۀ مسکونی اش{توپخانه قلعه} معلومات کافی بدست آورده بعداً به وی اعتماد نموده او را سرگروپ عملیاتی وتبلیغاتی خو درولسوالی دولت آباد تعین کرده بود .

یکی از بزرگان قریۀ {قوزی بای قلعه} مرکزولسوالی دولت آباد فیض محمد قریه دار نام داشت مشهوربه "فیض ارباب" بود که او با ملا جوره پدروهاب معلم مراودات دوستانه داشت به وی گفته بود که به معلم بگو کدام وقت بچه گی وبی عقلی نکنه مردم قریۀ ما "قوزی بای قلعه " را حق وناحق زیر آزار واذیت قرارنته .

 فیض محمد قریه دارمشهوربه فیض ارباب درسال1983درکابل به نزد من آمد وقتی ازاوپرسیدم درولسوالی تان چه گپ است حاجی صاحبان همه صحت وسلامت هستند ؟ باتبسم گفت تا حال که همه چیز خوب است ، گفتم درآینده کدام تهدید وجود دارد؟

گفت آینده را خداجان میدانه من نمیدانم وباز ادامه داد : معلم وهاب بچۀ ملاجوره سرگروپ تبلیغات چی مولوی قره تعین شده

گاه گاهی ازطرف شب سه چهار اسپ سواربه خانۀ من می آیند پلو چلوفرمایش مید هند نان را خورده دستوروهدایت خودرا میدهند ومیروند ، گفتم چه هدایت میدهند ؟ باتبسم گفت ازشما چه پنهان ، هدایت آنها پول جمع کردن ازمردم ، جمع آوری عشروذکات وخیرات بنام خدا و مجاهدین راه حق است ...

من گفتم ولسوال را درجریان گذاشتید ؟ فیض ارباب گفت راستش اینکه پیش ولسوال رفتم کل موضوع را گفتم وراپوردادم اما ولسوال گفت فعلاً ما جلوآنهارا گرفته نمیتوانیم هررقم که میکنید با موی سفید ها وبزرگان قوم راه چاره برایش پیدا کنید من گفتم : راه وچاره جزسازش وبرآوردن خواسته های آنها نیست چراکه ما سلاح نداریم ، ما با آنها مقابله کرده نمیتوانیم ، ولسوال گفت : فعلاً شرایط طوری آمده که ممنهم نمیتوانم بیدون اجازۀ مقامات شمارا مسلح بسازم ، مقامات میگویند به مردم اعتبار نیست اگرمسلح شوند با اشرار(دران وقت مقامات حکومتی مجاهدین را اشرارمیگفتند) بپیوندند چه چاره کرده میتوانیم ...

ولسوال ازفیض ارباب پرسیده بود امکان ملاقات با مولوی قره وجود دارد ؟ فیض ارباب گفت من به ولسوال گفتم : یکباربه مولوی قره پیغام روان کردیم ویکبار هم به وهاب معلم گفتیم ما چند نفربه زیارت مولوی صاحب می آئیم به جواب این پیغام ها مولوی قره گفته بود من زیاد مصروف هستم وقت ملاقات با موی سفید هارا ندارم .

من طبق شایعات آن زمان ازفیض ارباب پرسیدم : شنیده میشود که مولوی قره با پشتون های جلایرشوردریا زیاد خصومت نشان داده و حتی گوسپند های آنهارا به زورمیگیرد و به افراد خود میدهد هرکس مقاومت کرد به قتل میرساند این حقیت دارد؟

فیض ارباب با خنده گفت رهبرمولوی قره پشتون است ما شنیدیم که به او دستور داده است که با پشتونهای منطقه رویۀ خراب نکند وآنهارا بسوی خود جلب کند قرار شنیده گی ما ، تا حال چندین بارمولوی قره به جلایررفته با سرخیل اوغان ها گپ زده وآنها حاضرشده اند که ذکات وخیرات خود را به نفرمؤظف مولوی قره بدهند اگر(گوسپند موسپند) هم ازجلایرآورده باشند شاید ازجملۀ ذکات وخیرات آنها(پشتون های جلایر) باشد فیض ارباب با خنده گفت مولوی قره بیسواد هارا دوست دارد آنهارا {دنیا بیخبر} نام مانده است پشتون ها که مردم کوچی ومالداراند بغیرازملای شان که دروقت نمازخوانی به چند نفر امامت میکند دیگرهمه بی سواد اند وباب دندان مولوی قره هستند ، مولوی قره گفته است بیسواد ها به گف خوب گوش میکنند مسلمانی آنها هنوزمثل کمونیست های تحصیل کرده نم نکشیده است .

درمربوطات ولایت فاریاب قومندانهای دیگری نیز مثل حفیظ ارباب درالمار، حاجی عبدالرحمن درسرحوض ودیگران وجود داشتند که مربوط تنظیم جمعیت اسلامی برهبری برهان الدی ربانی وهمچنان انجنیرنسیم مهدی ومولوی سلام درولسوالی درزاب وجود داشت که مربوط حزب اسلامی گلب الدین حکمتیاربودند که طبق دستورمقامات رهبری خود فعالیت مسلحانه داشتند ومقامات ولایت فاریاب دران زمان یارای متوقف کردن فعالیت های مجاهدین وتوان انسداد راه های عبورمرورآنهارا نداشتند وصرفاً تاحدی برای حفظ امنیت داخلی شهرمیمنه تا چندکیلومتری حومۀ آن موفق بودند همین وضعیت نیزکه ازلحاظ سیاسی پرتلاطم به نظرمی آید بجزخانوادۀ حزبی ها ومامورین مدافع دولت ، افراد عادی غیر وابسته را چندان زیرضربه قرارنداده بود ازهمین سبب روشنفکران مدافع دولت دریک مقطع زمانی ازاطراف به مرکزشهرمیمنه کوچیدند ومتمرکزشدند وپس ازعادی شدن اوضاع دروقت به اقتدار رسیدن جنرال دوستم وقومندانهای قومی که همه کادرهای محلی بودند بمناطق شان بازگشتند (این کادرهای محلی اکثراً تحصیل کرده درعرصۀ اموراداری وفرهنگی ونظامی کارمیکردند وعدۀ دیگرمثل رسول پهلوان ، حبیب الله بیگ قیصاری وده های دیگربا وجود نداشتن تحصیلات عالی ازلحاظ داشتن روحیه ومورال عالی درعرصۀ نظامی بهترازبعضی افسران نظامی تحصیل کرده تبارز کرده بودند و درتامین امنیت وثبات درمنطقۀ مؤظفۀ خویش ناکام نبودند ، درمورد عمل های منفی حبیب الله بیگ قیصاری پروپاگند هائی وجود داشت که معلوم نیست حقیقت چگونه است؟

پس ازاعلام مصالحۀ ملی ازطرف داکترنجیب که بجای ببرک کارمل به کرسی ریاست جمهوری نشسته بود تعدادی ازقومندان های مربوط تنظیم های مختلف جهادی که بعضی شان ازلحاظ وابستگی محلی وبعضی ازانها ازلحاظ تاکتیکی به موافقه ویا بیدون مفوافقۀ رئیس عمومی تنظیم شان به دولت پیوسته بودند که دران زمان آنهارا بنام گروپ های تسلیم شده به دولت یاد میکردند ، این گروپ ها که به تناسب میزان افراد مسلح تحت فرمان شان ازدولت مواد لوژیستیکی{مصارفات مالی ونظامی} بدست می آوردند که افراد مسلح آنها درتشکیلا ت نظامی بنام کندک قومی ، غند قومی مسمی بود ، فرقه های قومی وقول اردوی قومی نیز وجود داشت که آنرا صرفاً فرقه وقول اردومیگفتند .

رسول پهلوان یکی ازقومندانهای مولوی قره درولسوالی تکاب شیرین ولایت فاریاب بود ازوی جداشده درسال1986به دولت داکترنجیب پیوست کندک قومی او به غندقومی ارتقا داده شد  .

رسول پهلوان پسر ارشد شمس الدین بیگ یکی ازبزرگان قوم اوزبیک درتگاب شیرین بود اوبه اسپ سواری وبزکشی (چاپ اندازی) مهارت داشت ازان سبب بنام شمس پهلوان شهرت یافته بود ( کلمۀ پهلوان که واژۀ اوزبیکی است طبق ادب فولکلور

« پالوان» تلفظ میشود صفت تفضیلی است که درپسوند نام شخص کاربرد دارد ، شخصی که درکشتی گیری ویا سایرسپورتها قوی ترازدیگران باشد نیزپهلوان گفته میشود اما علاوه ازان درزبان اوزبیکی کلمات تفضیلی وجود دارد که درپسوند نام ها کاربرد دارد مثلاً پسربچۀ یک آدم معزز یابزرگ قوم که پنج وشش ساله هم بوده باشد اسم تفضیلی "پهلوان" دراخیر نام او ذکرمیگردد طورمثال نام آن احمد باشد اورا {احمد پهلوان }میگویند ویا احمد بیگ میگویند ویا احمد میرزا میگویند که این سه کلمه{ پهلوان ، بیگ ، میرزا} صفت تفضیلی است که درزبان اوزبیکی دراخیرنام مردان بکار برده میشود کلمات ( بیگم ، پاشا ، خان) نیز صفت تفضیلی است که درپسوند نام زنان ودختران کاربرد دارد ، مثلاً نام یک دختر{توخته} باشد اورا توخته پاشا ، توخته بیگم ، توخته خان ، یادمیکنند که دراین موارد دربخش های گذشتۀ این مقال معلومات مستند تاریخی ارایه گردیده است .

زمانی که مولوی قره ، وهاب معلم وچند همرکاب او درتکاب شیرین کشته شد مردم میگفتند دراثرکمین گیری افراد رسول پهلوان آنها کشته شده اند اما گفته میشد رسول پهلوان خودش آشکارا مسئولیت قتل مولوی قره وهمراهانش را برعهده نگرفته است ، درطول ده سال اقتدارجنرال دوستم که رسول پهلوان معاون اوبوده وچندین شخصیت نظامی وسیاسی دیگر درفاریاب ، جوزجان ، سرپل ، مزارشریف ، سمنگان وسایر ولایات شمال وسراسر افغانستان با وی همکار بودند درتامین امنیت وجلوگیری ازتخریبات آبادی ها وعمرانات کوتاهی نکرده است ازاین لحاظ مردم ولایات شمال درمجموع جنرال دوستم را شخصیت قابل قدرمیدانند وبه او احترام دارند .

درزمان اقتدارجنرال دوستم شهرسازی ونوسازی به همکاری مردم درولایات شمال بخصوص درمزارشریف ، جوزجان ، سرپل ، اندخوی ومیمنه آغازگردیده وزمینۀ کاربرای مردم بوجود آمده تا حدی آنهارا ازوضع ولایات شان راضی نگهداشته بود

و همین موضوع سبب مسکن گزینی بیشترخانواده های بیجا شده از سایر مناطق درفاریاب گردیده درافزایش نفوس آن موثر واقع گردیده است ، اگرچه بعضی نارضائیتی ها ازعملکرد عده یی اززیردستان رسول پهلوان نسبت تحریکات مخالفان مقامات طنین اندازبود اما نگران کننده نبود و اکثریت قاطع خانواده ها وباشنده گان فاریاب ازوضع راضی به نظرمیرسیدند و به کارو امور زنده گی خوی مصروف بودند .

افزایش نفوس ازلحاظ زاد ولد نیز درمناطق فاریاب نسبت به وفیات آن به حد چشمگیری خود نمائی میکرد که بعضی ها آنرا 5% وبعضی ها بالاتراز3% تخمین میزدند این فاکتورها وعوامل عینی دیگرسبب افزایش نفوس فاریاب زمین محسوب میگردد .

درسال های قبل بزرگان ولسوالی بزرگ اندخوی طی عریضۀ دسته جمعی ازریاست جمهوری افغانستان تقاضا کرده بودند تا ولسوالی بزرک اند خوی که بیش ازنیم میلیون نفوس دارد به ولایت ارتقاداده شود ، درجوارولسوالی بزرگ اندخوی که یک شهربندری وتجارتی است ولسوالی های{ قرمقول ، خان چهارباغ  ، باغ بوستان} وجود دارد که ولسوالی اندخوی حیثیت محوری ومرکزی آنهارا دارد.

نفوس هرات سمنگان ، مزارشریف ، کابل  وپروان نیز نسبت حکمفرما بودن امنیت نسبی وحضورپررنگ امداد رسان های خارجی وداخلی بصورت قابل ملاحظه یی افزایش یافته است ، درجنوب کشورطبق گزارش ها، نفوس شهرهای مرکزولایات مثل شهرقندهار، شهرلشکرگاه مرکزهلمند ، گردیزمرکزولایت پکتیا ، جلال آباد مرکزولایت ننگرهاربیشترازگذشته گردیده اما نفوس روستا ها ی دورترمربوط ولسوالی های این ولایات نسبت قرارداشتن درتحت تاثیرجنگ افروزان ونبود امنیت به مقایسۀ گذشته ها به مراتب کاهش یافته است که گفته میشود خانواده ها ازاثرتداوم جنگ مجبورگردیده اند ازمنطقه به جاهای امن تر فراربکنند که آنها مهاجرین داخلی یاد میگردند که نسبت متحرک بودن ، کارمعین وعواید ثابت ویا شناورنداشته محتاج به معاونت های مالی جامعۀ جهانی و موسسات خیریۀ دولت اند ، گفته میشود بسیاری ازاین خانواده های بیجا شده یا به مرکز ولایات شان روی آورده اند ویا به کابل و ولایات دیگررفته اند وتعدادی هم به کشورهای همسایه مها جرت نموده اند .

کثرت زاد ولد نیزدرجنوب نسبت صعود میزان وفیات ناشی ازتاثیرات نامناسب هوا و جوسیاسی به میزا ن معین رشد نکرده وعقب مانده است که این عوامل بصفت فاکت های عینی تقلیل نفوس درمناطق جنگ زده گردیده است .

درولایت فاریاب بعضی اخبار وگزارشات پس ازسال2004میلادی حاکی ازکوچ های دسته جمعی مؤقتی خانواده ها ازبعضی روستا های فاریاب به هرات ، کابل ، مزارشریف ، بود که عامل اصلی آن خشکسالی های متواترو قحطی مواد غذائی عنوان

گردیده بود ، با بعضی ازاین بیجاشده ها خبرنگاران مصاحبه هائی انجام داده علل وانگیزۀ ترک محلات مسکونی شان را پرسیده اند ، تنگریقل یکی ازاین بیجا شده گان گفت : درولایت فاریاب چند سال پی درپی خشکسالی آمد ما که للمی کاربودیم از زمین های خود حاصل گرفته نتوانستیم ، آنچه داشتیم فروختیم خوردیم ومجبورشدیم منطقۀ خودرا ترک بگوئیم به هرات آمدیم  تا ازموسسات خیریۀ خارجی ها مود خوراکه بگیریم وزنده بمانیم ، ما دایم اینجا نمیمانیم بارنده گی شود دوباره به ولایت خود به قشلاق خود میرویم به دهقان کاری خود ادامه میدهیم وزنده گی خودرا پیش می بریم .

سخنان این مرد دهقان نشان میدهد که چه مردم ولایت فاریاب وچه مردمان ولایات دیگر، حتی مهاجرین بازگشته ازکشورهای همسایه به افغانستان ، درشهرهائی که امکان دسترسی به کمک های خارجی و دولتی آسان تربوده متمرکزومسکن گزین شده اند ونفوس چنین مراکزشهری به حد چشمگیری افزایش یافته است که گفته میشود درحال حاضرنفوس شهرکابل که درزمان حاکمیت داکترنجیب دومیلیون تخمین میگردید اکنون به میزان بالاترازچهارمیلیون رسیده است .

اگرامکان بوجود آید که امداد رسان ها بتوانند درمناطق روستائی ویا حداقل درمراکزولایا ت دورازمرکزمثل { بدخشان ، تخار  ، بادغیس ، فاریاب ، غورات ، بامیان ، نورستان ، اروزگان ، نیمروز} کمک های بشردوستانه خودرا به دسترس خانواده های محتاج وبی بضاعت قراردهند سیر وحرکت خانواده ها متوقف گردیده نفوس ولایات وشهرها به نوسانات جدی مواجه نمیگردد

ادعای اکثریت واقلیت نفوس درافغانستان : درافغانستان درطول تاریخ نفوس شماری واحصائیه گیری دقیق صورت نگرفته است آنچه بنام نفوس افغانستان قلمداد میگرد بصورت تخمینی است ازاین سبب همیشه  با نوسانات عجیب همراه است چنانچه به مشاهده میرسد نفوس افغانستان پس ازسال2002میلادی25میلیون تخمین گردید اما درسال2004درآغازانتخابات ریاست جمهوری این نفوس تخمینی 27میلیون اعلام گردید ودرسال2007میلادی نفوس افغانستان 32میلیون نفرتخمین گردید که هیچ کدام آنها قانع کننده نیست .

دربنای همین نفوس تخمینی عده یی ازمدعیان اکثریت درافغانستان گاهی نفوس پشتون هارا60% وگاهی 55% وگاهی 45% قلمداد نموده اند چون احصائیۀ دقیق وجود ندارد هرشخص بتناسب غلظت اندیشۀ قومگرائی اش با یاد آوری فیصدی معین آنرا به نمایش گذاشته است که هیچ کدام ازاین احصائیه های تخمینی ازاعتبارلازم برخوردارنیست وحتی ازپشتون ترین پشتون ها نیزپرسیده شود که نظربه کدام دلایل وبراهین موثق نفوس پشتون های ساکن درافغانستان را بیشترازمجموع نفوس سایر ملیت های ساکن درافغانستان ارزیابی مینمائید به اصطلاح غیر{تته پته} چیزی برای گفتن و اثبات ادعای شان ندارند .

درافغانستان چهارزبان متکلمین زیاد دارد : اول درجه متکلمین زبان فارسی است که حتی پشتون ها واوزبیک ها نیزبه استثنای یک اقلیت دهقان وچوپان وخانوده های شان که بی سوادبوده  و دورازاجتماعات شهری منحصربه خوانواده وزبان مادری مانده اند همه به فارسی سخن میگویند  فارسی درافغانستان زبان ادب وفرهنگ وزبان تجارت ومراودات شهری بحساب میرود حتی اوزبیک ها بیشتر ادبیات نوشتاری خود را به فارسی انجام میدهند ، هزاره ها که ازلحاظ اتنیکی تاریخی تورک شمرده میشوند دربین خود کاملاً به فارسی به لهجۀ مخصوص ملیت خودشان آمیخته با واژه های زبان هزاره گی صحبت مینمایند که بالهجۀ فارسی زبا ن ها فرق شگرفی دارد اما بادیگران طوری فارسی صحبت مینمایند که تفاوت چندانی با لهجۀ خود فارسی زبان ها ندارد وادبیات نوشتاری هزاره ها نیزمانند اوزبیک ها کاملاً فارسی ستندرد است .

درقانون اساسی افغانستان که زبان فارسی وپشتوبصفت  زبان رسمی دولتی اعلام گردیده است ملیت هائی که ازلحاظ اتنیکی به سایر زبان ها تعلق دارند مکلف به فراگیری یکی ازاین دوزبان رسمی دولتی اند .

امیدواری هست که نفوس شماری دقیق ساکنین افغانستان مطابق معیارهای احصائیه گیری کشورهای جهان تحت نظراورگان  نظارتی ملل متحد وجامعۀ جهانی صورت گرفته آنچه حقیقت است روی کا غذ بیاید وموضوع {اقلیت واکثریت} نفوس کشورکه سالها است انگیزۀ حاد برای مناقشه بین ناسونا لیست های پشتون تبارومخالفان آنها شده ادامه دارد ازریشه نابود گردد تا هرملیت به آن میزان واقعی که درافغانستان به محاسبه گرفته شده اند قانع باشند .

ساختارارضی فاریاب : فاریاب ازلحاظ ساختارارضی به سه کتگوری تقسیم میگردد مثل ( زمین هموار، تپه های خاکی ، کوه های که ازسنگ وسخره تشکیل گردیده است) که درمورد هریک ازآنها معلومات مختصر ارایه میگردد :

اول زمین های هموار: درفاریاب دوقسم زمین های همواروجود دارد ، زمین های همواریکه پائین تراز سطح آبهای جاری منطقه قرارداشته امکان آبیاری آن ازآب جاری دریا ، نهر وجوی وجوداشته باشد اینگونه زمین ها بنام { زمین آبی} یاد میشود که درزمین های آبی داخل شهروروستا باغ های انگور وسایرمیوه جات وسبزیجات ورشقه ، غوزه وپخته میکارند وزمین های آبی دور ازشهر وروستارا برای کشت حبوبات وغله جات مثل کندم ، جو ،جواری، ارزن ، کنجد ، زغیر، تربوز وخربوزه وامثال آن اختصاص میدهند ، زمین های همواری که ازسطح آب جاری منطقه به مراتب بالاتربوده امکان آبیاری آن ازآب جاری وجود نداشته باشد بنام زمین { دیمه } یاد میگردد که بروزن خیمه تلفظ میشود ، دراین زمین دیمه یا للمی بیشتربرای کشت گندم و جو، کنجد وزغیراستفاده مینمایند سایر حبوبات وغله باب که به آب بیشترنیاز دارد درخا ک دیمه حاصل خوب نمی دهد .

تپه های خا کی که درمجموع بنام { آدر} یاد میگردد و بر وزن چادرتلفظ میشود نیز دوقسم است یک قسم آن که ازطرف دهاقین با تجربه به کشت وزرا عت خوب تشخیص گردیده معمولاً به آن گندم کشت میکنند ودربعضی ازاین آ درها پالیزکاری نیز میشود ، زمین آدرکه بمعنی زمین دارای پستی وبلندی است اگردهقان تصمیم به کشت تخم تربوز وخربوزه را دران داشته باشد درماه قوس وجدی که برف می بارد قسمتی از زمین { آدر} را که به پالیز کاری درنظرگرفته است قلبه میکند تا برفها با خا ک مخلوط گردیده رطوبت خاک را یکسان بسازد واین کار تازمانی که برفمی بارد {تا اخیردلو} ادامه می یابد ، حاصلات پالیز دیمه خیلی برکتی وفراوان میباشد امادرسال هائیکه برفباری نشود ویا برف زیاد نبارد پالیز حاصل دلخواه دهقان را نمیدهد وازهمین سبب درسال های کم برفی پالیز للمی کشت نمیشود .

قسمتی ازاین زمین های موج دار{ آدرآها } که هیچ قلبه نشده اند بنام مالچریاد میگردد که مردم علف های خشک آنرا درتابستان جمع مینمایند تا درزمستان آوذوقۀ حیوانات شان شود ، بیشترین قسمت های زمین فاریاب را زمین های موج دار{ آدرها} تشکیل دا ده است ، یک قسمت زمین های فاریاب را کوه های سنگی احتوا کرده است ، درمناطق ولسوالی های اند خوی و دولت آباد کوه های سنگی وجود ندارد تمان زمین های آن هموارآبی یا للِمی ویا سلسله تپه های خاکی مساعد به زراعت ومالداری است اما کوه های سنگی ازمربوطات ولسوالی تگاب شیرین که درجنوب دولت آباد واقع گردیده است آغازگردیده هرچه بطرف جنوب ، غرب وشرق آن پیش برویم به کوهای سنگی بیشتر مواجه میشویم درعین حالیکه این منطقه زمین های هموارآبی وللمی وهمچنان زمین های موج دار{آدر} نیز دارد .

ساختارتشکیلات سیاسی فاریاب: ولایت فاریاب13ولسوالی دارد که بزرگترین وپرنفوس ترین آن ولسوالی اندخوی ، قیصار، تگاب شیرین ، افغان کوت درشهرمیمنه است که ولسوالی مرکزی گفته میشود { کوت واژۀ اوزبیکی است که خرمن ، مجتمع ، یکجا کردن ، معنی میدهد ومعنی دیگرآن کون است ، کوت بزبان پشتوبمعنی بالاپوش است } .

ولسوالی دیگرفاریاب عبارت اند از{ قرمقول ، خان چهارباغ ، باغ بوستان ، دولت آباد ، المار، ناموسی ، لولاش ، گرزیوان ، درزاب ، بعضی ها میگویند جمعه بازار نیز به ولسولی ارتقا یافته است و درزاب مربوط به ولایت جوزجان شده است که صحت وسقم آن بمن معلوم نیست . (باقدارد)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط محبوب بهروز   | لینک ثابت |

آشتی بین جنرال دوستم واکبربای

27 / 18 / 2008میادی

درتازه ترین گزارش که ازکابل مخابره گردیده است حضرت صبغت الله مجددی رئیس کمیسیون آشتی ملی ورئیس مجلس سنا درکابل پس ازملاقات ومذاکرات با سترجنرال عبدالرشید دوستم واکبربای زمینۀ آشتی آنهارا فراهم نموده است .

این عمل حضرت صبغت الله مجددی ازجانب اعضا وهواداران جنبش ملی اسلامی افغانستان وتوده های میلونی درسمت شمال و غرب کشورو همچنان دراروپا ، امریکا ، کا نا دا ، روسیه وآسیای میانه به نیگی استقبال گردیده است .

اکبر بای درسا2004میلادی قبل ازآغازانتخابات ریاست جمهوری بصفت سخنگوی جنبش ملی اسلامی افغانستان فعال بوده ازجملۀ همکاران جدی جنبش ملی وجنرال دوستم بشمارمیرفت اما دسیسه سازان مخالف سیاسی جنرال دوستم موفق شدند با درز اندازی بین آنها ، اکبر بای را به خط مخالف دوست صمیمی اش جنرال دوستم که شخصیت قابل احترام توده های میلیونی مردم درشمال وغرب کشوراست بکشند .

با سوء استفاده ازبروزاختلافات بین جنرال دوستم واکبربای ، مخالفان سیاسی وحریفان آشتی ناپذیراین دو ، با براه انداختن توطئه علیه جنرال دوستم به اتهام ناروا دست یازیده دروغ پراگنی های فراوان کردند اما همان طوریکه میگویند( خاک خشک به دیوارنمی چسپد) نسبت دروغ وغیر واقعی بودن این گفتار اگرچندی که فضای دوستی آنهارا با غبارناخورسندی ها اندود اما به همت صلح خواهانۀ حضرت صبغت الله مجددی این غبارمصنوعی با باران تدابیرعالمانه شسته شد وطبق ضرب المثل( آب اگر صد پاره گردد بازباهم آشناست) جنرال دوستم واکبر بای بحیث فرزندان یک سرزمین همدیگررا به آغوش کشیدند به آنچه بنام اختلافات ازطرف دشمنان هردو، انلارج گردیده ودامن زده شده بود فایق آمدند .

مسئلۀ آشتی جنرال دوستم واکبربای ازطرف اعضای جبهۀ ملی وهواداران آن درکابل و ولایات نیزبه استقبال گرم مواجه گردیده است ، درزمان سازماندهی توطئه علیه جنرال دوستم درکابل جبهۀ مل طی پیامی محاصرۀ خانۀ جنرال دوستم راعمل نادرست ، غیر قانونی ، وغیر مسئولانه وخطرناک خوانده آنرا به شدت تقبیح کرد و به دولت هوشدارداد واین عمل دولت را خطرناک توصیف نمود .

سخنگوی جبهۀ ملی دران زمان طی مصاحبه یی به خبرنگارگفت : بین جنرال دوستم واکبربای که هردوازیک منطقه هستند اختلافات کوچکی وجود داشت که برای خاموش کردن آتش این اختلافات بین خودشان ، اکبربای به خانۀ جنرال دوستم دعوت گردیده بودتا درمیزمذاکره و مفاهمه بنشینند که مخافان سیاسی جنرال دوستم ازان تعبیر های نا درست و توهین آمیزبه طرفین نمودند که نادرست است { اداره}

نوشته شده توسط محبوب بهروز   | لینک ثابت |

سیداحمدشاه دولتی فاریابی

فاریاب زمین و تغیرات نام آن درطول سده ها

(قسمت چهارم)

وضع الجیشی میمنه :حدود معینی ازمرکزولایت فاریاب امروزین طبق روایات غیرمکتوب حتی قبل ازمیلاد مسیح بنام یمین(میمنه) مسمی بوده وهنوزهم همین نام میمنه را با خود دارد که میمنه درگذشته های دورمنطقۀ سرسبزوعمرانات ابتدائی را دارا بوده اطراف آن طبق رواج آن زمان با دیوار های بلند پخسه یی احاطه گردیده دارای دروازه های ورودی بوده است که دورادور دیواروحصارمیمنه خندک هائی به عمق وپهنای لازم حفر گردیده ازآب پربوده است ، این روش دران دورانیکه هنوز توپ وتوفنگ وافزارجنگی مخرب درصحنۀ نظامی وجود نداشته است مدرن ترین شگرد برای جلوگیری ازورود دشمنان مهاجم به داخل قلعه پنداشته میشده است . بهترین افزار جنگی جنگجویان مخاصم که ازدورمقابل هم استعمال میکرده اند( فلاخون و تیروکمان ) بوده است اما درجنگ های تن به تن ازشمشیر، نیزه ، گرز، پًتک وچکش و آلات ضربی دیگراستفاده مینموده اند .                                                                      طبق پیام های اساطیری ، درشرایط آرامی , ساکنین میمنه وتوابع آن برای استفادۀ بهتراز زمین تلاش داشته به زراعت وکشاورزی وعمرانات وخانه سازی (ساخت سرپناه چهاردیواری سقف پوش) بیشترازهرچیز دیگرمصروف بوده اند ، وابستگی مردم به زمین زراعتی وعلاقه به عمران وآبادی خانه ها درمنطقۀ بود وباش ، تبادل اموال وخرید وفروش را دربین مردم به یک ضرورت مبدل میسازد که ساکنین میمنه نیزناگزیر تابع شرایط محیطی و منقاد به این ضرورت ها بوده اند و حتی پیشگامان جامعه برای اینکه به تبادل اموال وخرید وفروش شان نظم ونسق بیشتربخشیده باشند با الهام ازمناطق پیشرفته که به تجارت وتبادل اموال بین شرق وغرب بوده تردد ایشان درراه ابریشیم که ازچین به منطق مختلف آسیا واروپا هرروز، روبه رونق وتزاید داشته است به تبادل اموال می پرداخته اند البته دریک روز معین درمنطقۀ معین که ( نیرسه آلیش بیریش کون یعنی روزتبادل اموال) بوده با اموال قابل تبادلۀ شان می آمده اند ومکانی راکه برای تجمع مردم بخاطرتبادل اموال شان مشخص بوده بنام( نیرسه آلیش بیریش یر) مسمی بوده است اما معلوم نیست که این تبادل اموال درهرهفته یکبار ویا درهردوهفته یکبارویا هرروزصورت میگرفته است ولی میتوان حدس زد که ساکنین میمنه وتوابع آن که کشاورزبوده اند برای جلوگیری ازضیاع وقت احتمال دارد درهرماه یکبار ویا درهرهفته یکباردر روزجمعه ( آدینه کونی) برای تبادل اموال درمکان مشخص گرد می آمده اند که درعصر حاضر دریک هفته دوباربراب خرید وفروش به بازارمی آیند ، بعضی ها روزتبادل اموال را (سبت) نیز گفته اند .                                                                                                      واژۀ سبت وجمعه یا آدینه دو واژۀ متفاوت پیروان دوآئین یکتا پرستی است که درمکان وزمان خاص مورد کاربرد دارد واژۀ سبت عبرانی وبمعنی روزتعطیل است که این واژه درتورات موسی ع مکرر تذکاریافته و آن را روزفراغت ازکار ونشستن درخانه ورسیدن به عبادت آفریدگارعالم توصیف کرده است واژۀ سبت درمیمنه شاید میراثی ازواژه های چند خانوادۀ یهود درمنطقه مرکزی ولایت فاریاب باشد که درسده ها وقرون پیشین دران سکونت داشته اند اما واژۀ جمعه عربی است احتمال داراد پس ازظهوراسلام واستیلای عرب درخراسان زمین که فاریاب نیز جزء آن بوده است رواج یافته درادبیات فولکلورمردم ومکتوب راه یافته است واژۀ آدینه کونی قدیمی ترین واژۀ تورانی ها واوزبیک ها است که معنی آدینه آرایش کردن و زیبا نمودن است مردمان قدیم درروزآدینه ازکاردست میکشیده اند و به پاک کاری محل نشیمن ، شستن لباس های چرک ، شستن دست وپای وسایراندام خود مصروف میشده اند ، آنچه با پوشیدن زیبائی اندام افزون میگرد د مثل زر و زیورپوشیدن ، عطرزدن ، ازخینه و امثال آن استفاده کردن آرایش گفته میشود اما با کم کردن آنچه دربدن انسان وجود دارد مثل اصلاح کردن موی سر، ریش وبروت ، کم کردن لباس دروقت رفتن به یک مهمانی یا توی وامثال آن بنام پیرایش یاد میگردد . به قول تواریخ مذهبی حضرت موسی ع 1500سال قبل ازحضرت عیسی به پیامبری مبعوث شده و تورات بحیث رهنمود مذهبی برای شان نازل گردیده است قبل ازبعثت عیسی ع مطابق حکم تورات پیروان آن(کلیمیان) شش روزکارکرده وروزهفتم ازکاردست میکشیده اند فرسیان (ملاهای کلیمی ها) گفته اند چون خدای تعالی با همۀ عظمت خود دنیارا درشش روزخلق کرد وروزهفتم ازکاردست کشید واین عمل خدا الهام وپیامی برای ایمان داران است که شش روزکارکنند و یکروزبیکاربمانند و با اعضای خانواده نشسته وبه وقت معین به عبادت خداوند رسیده گی نمایند ، اما برای من {معلوم نیست که بعد ها چرا ودرکدام زمان به چه دلیل} روزعبادت را بعضی ازفرقه های مذهبی کلیمیان ومسیحیان ازسبت(شنبه) به یکشنبه آورده اند .                   دردنیای امروزی بعضی ها روزشنبه وبعضی ها روزیکشنبه ومسلمانها معمولاًروزجمعه( آدینه کونی) درطول یکهفته رخصتی میکنند ، دربارۀ استعمال واژۀ {سبت} باید گفت که این واژه دراثر برگردان ها اززبانی به زبان دیگر و ازیک خط به خط دیگراشکال مختلف بخود گرفته است مثل {سبت ، شبت ، شنبت ، شنبد ، شنبذ و سرانجام به شنبه تبدیل شده است که درخط وکتابت دری فارسی وادبیات اوزبیکی وتورکان شامل گردیده تا حال ثابت مانده است .      فاریاب زمین ومیمنه یک هزارسال قبل ازمیلاد تا نیمۀ دوم قرن بیستم ازلحاظ وضع الجیشی خود دربین هرات ، غورات ، گوزگانان(جوزجان) ، بلخ وتوابع آن یک منطقۀ مهم ستراتیزیک بوده است .                                                                                                   دران زمان هرات مرکزسلاطین بزرگ بوده و غورات یا غورنیز امیران وشاهان مستقل داشته است گاوزگانان ، انباریا ولایت سرپل امروزین نیزمستقل بوده وگاهی فاریابی ها نیزبا آنها متحد بوده اند وحتی به روایات تاریخ میمنه مدتی مرکزادارۀ پادشاه جوزجان بوده و انبار، آقچه واندخوی ازبلاد معروف آن بوده است ازهمین سبب مؤرخین نا آشنا به این سرزمین ها ازروی شنیداری و نوشتاری آن زمان میمنه وفاریاب زمین را گوزگانان نیز یاد کرده اند درحالیکه نام میمنه یا فاریاب هیچگاه به گوزگان مسمی نبوده است امان میمنه ازلحاظ موقعیت ستراتیژیک خود پایتخت گوزگانان برگزیده شده بوده است همچنان بعضی ازنویسنده با حدس وگمان گفته اند گوزگانان احتمالاً (گورزیوان یا گرزیوان) بوده باشد که ازلحاظ اکسینتیزم ولهجه شناسی گوزگانان وگرزیوان باهم قرابت وهمگونی ندارد لهذا به حکم قطعی گوزگانان همین جوزجان امروزین است که پس استیلای عرب ، گوزگانان به جوزجانان تبدیل گردیده بعداً شکل {جوزجان} را بخود گرفته است .                                                                  فاریاب ، اندخوی ، جوزجان ، انبار، آقچه وتوابع آنها که ازلحاظ داشتن مردان نیرومند وجنگجوی ومتحد بودن ساکنین این سرزمین ها ارزش ستراتیژیکی انرا بالا برده توجه هرکشورکشا را بخود جلب میکرده است وبلخ نیزمرکزتورکستان جنوبی بوده ازاهمیت خاصی درجنوب هندوکش برخوردار بوده است .                                                                          واژۀ ستراتیژی درنوشته های لاتین فراوان به چشم میخورد که حتی درتمام زبان های اروپائی وامرکائی نیز گاهی به شکل ستراتیژی وگاهی بقسم {ستراتیژیک} نوشته شده است ازاین سبب میتوان گفت که واژۀ ستراتیژیک به یک اصطاح سیاسی ونظامی بین المللی بدل گردیده است . ستراتیژی یا ستراتیژیک بمعنی مهمترین هدف و یا سرحلقۀ تمام اهداف است که با دراختیارگرفتن این حلقۀ ستراتیژیک ،دست یافتن به سایرحلقات که درواقع هرکدام یک هدف است آسان وسهل میگردد مثلاً گفته میشود میمنه درزمان جنگ با تیر وکمان وضع الجیشی ستراتیژیک داشت بمعنی آن است که اگرمهاجمی میمنه را اشغال مینمود دست یافتن به تقرب وتصرف هرات ، غورات ، جوزجان وبلخ وجنوب هندوکش درمجموع آسان میگشت ازهمین لحاظ تمام امیران وسلاطین کشورکشا که قصد تصرف هرات وبلخ را داشته اند قبل ازهمه به میمنه وفاریاب زمین توجه معطوف داشته درصدد دوستی با ساکنین فاریاب زمین کمرمی بسته اند همین امروحقیقت تاریخی میزان شهرت وعظمت مردم وسرزمین فاریاب را بلند کرده است . درتاریخ آمده است : زمانیکه کشمکش هائی بین شهزاده های امیرتیمورصاحب قوران( بین میرزابابر، علاوالدوله ،سلطان محمد میرزا ، بالا گرفت سرانجام میرزا بابر، به دیگران غلبه نمود علاوالدوله را درهرات حبس کرد ، سلطان محمد میرزا که برادربزرگش بود درجنگ استرآباد فارس درسال 1450میلادی کشته شد ، دراین زمان علاوالدوله که ازحبس نجات یافته بود باردیگرقیام کرد اول مردم فاریاب را طرفدار خود ساخت بعداً به کمک آنها ، حمایت مردمان اندخوی ، انبار ، جوزجان ، آقچه وبلخ را کسب نمود اما زمانی که حمایت حامیان خودرا ازدست داد ، ازجنگ دست کشید به نزد میرزا جهان شاه تورکمن رفت وپناهنده شد میرزابابر که تا سال 1455م هرات را درقبضه داشت درهمین سال ازهرات به مشهد رفت ودرنتیجۀ شراب نوشی بیش ازحد مریض شد وچشم ازجهان پوشید .                                با ملاحظۀ این سطورعلاوه بر متجلی شدن واقعیت سترا تیژیک میمنه یک نکتۀ تاریخی نیزروشن میگردد وآن اینکه درتاریخ اوزبیک ها به دوشخصیت مربوط به آل تیموربرمیخوریم که هردو تقریباً همنام اند وبصورت خلاصه {بابر} یاد میگردند اما با توجه به تاریخ تولد ، کارنامه ها ، سال وفات ومکان دفن آنها پی برده میشود که این دوبابر کاملاً ازهم جدا ودوشخصیت مستقل اند مثلاً بابر که دربالاازان وکارنامه هایش نام برده شد درمشهد فوت کرده است اما بابردیگرکه کنیتش ظهیرالدین محمد بابراست درماه فبروری سال 1483میلادی درفرغانه تولد یافته وبزرگ گردیده است که فرغانه فعلاً تابع تشکیلات سیاسی جمهوری اوزبیکستان میباشد ظهیرالدین محمد بابر پس از29 سال سلطنت در26دسامبر1529درآگره فوت کرده بنا به وصیت خودش درکابل ، درباغی که بنام باغ بابر مشهوراست دفن گردیده است ،درتاریخ نام دوزن ظهیرالدین بابرتذکاریافته است یکی نام بی بی مبارکه دخترمنصورخان سرخیل قبایل یوسف زی که پشتون است ودیگری بنام دلداربیگم که ازتبار خود بابربوده است ، نام مادرظهیرالدین محمد بابر(قرلیغ نگار)بوده که قتلیغ نگار نیز نوشته شده است                  نام هفت فرزند ظهیرالدین محمد بابر به شرح ذیل آمده است :                                       نام پسران : همایون میرزا ، کامران میرزا ، عسکری میرزا ، هندل میرزا .                      نام دخترانش: گلبدن بیگم ، فخرالنساء بیگم ، آلتون بیشیک بیگیم .                                   به روایت تاریخ زمانی که بابردرچلۀ زمستان درفرغانه متولد گردید ه بود نام اورا والدینش ظهیرالدین محمد گذاشته بودند بعضی ازاقران نزدیکش که مسن ترومعتبربودند گفتند که گرفتن نام درازیک گزه برای ما مشکل است والدینش هرچه بگوید ما اورا( ببر} میگوئیم که او ازهمین حالا نام خدا مثل ببرنگاه میکند مثل ببر دست وپا میزند ، آیندۀ نیک درانتظار او است خدا اورا پادشاه عالمگیربسازد .                                                                              گذاشتن نام حیوانات برازنده وپرنده ها به پسربچه ها و دختران ازقدیم مروج بوده است مثل شیرعلی ، علی شیر، اسدالله ، گرگ علی ، ببرک ، ببر، بازمحمد ، بازگل ، شاهین ، سار ، سارا ، سایره ، ساوه وامثال آن .                                                                      وقتی نام اینگونه حیوانات به اطفال گذاشته میشود خصلت تنومندی ، فعال واکتیف بودن و زیبائی دلپذیرآنها مد نظرمیباشد .                                                                                 ببردرنوشته های لاتین{BABER} نوشته شده اما بعداً این نوشته توسط آنهائی که بازبان اوزبیکی آشنائی نداشته اند درنوشته های فارسی ،همین نوشتۀ لاتین به الفبای عربی وفارسی کاپی برداری شده بقسم {بابر} نوشته شده است با آنکه همان مفهوم {ببر} را افاده نمیکند اما اوزبیک ها ازان بادرنظرداشت ببربه مفهوم آن پی می برند ، ببردراوزبیکی بمعنی جرار، تنومند ، شخصی که به کسی تسلیم نمیشود میباشد بعضی ازنویسنده گان با کاپی گیری از نوشتۀ لاتین ببر را (بابر) نوشته اند مطابق به لهجۀ تلفظی خویش (turkman) را ترکمان مینویسند که نادرست است ، بایست تورکمن نوشته شود .                                                                                 ببرنامه یا بابرنامه کتابی ازتالیفات ظهیرالدین محمد بابراست که به زبان اوزبیکی چغتائی نوشته شده و محتوای آن شرح تاریخ فتوحات بابر ومراوداتش با رعیت درزمان امپراتوری خودش میباشد که کتاب {بابرنامه} به فرمان جلال الدین اکبرمعروف به اکبرشاه پسر همایون میرزا که درسال 934قمری پس ازفوت پدرش بر تخت نشست از اوزبیکی چغتائی به فارسی دری ترجمه ونام آن {توزوک بابر} گذاشته شده است .                                                       درتاریخ آمده است : وقتی ظهیرالدین محمد بابردرسال 1497م دراندیجام به قدرت رسید در1501میلادی ازراه ترمذ به بلخ وارد شد که هزاران نفرازوی استقبال نمود تنها مستقبلین نظامی هشت هزارنفریاد شده است ، دران زمان بدیع الزمان میرزا پسربزرگ سلطان حسین میرزا درمیمنه مصرو ف بوده است ، خسروشاه که با آمدن بابرازحاکمیت کوندوزخلع شده بود به میمنه رفت تا همراه بدیع الزمان پلان مشترک دفاعی طرح نمایند .                                       بدیع الزمان دروقت پادشاهی پدرش سلطان حسین میرزا نخست فرمانداراسترآباد فارس بود وبعداً به عنوان حاکم تورکستان تعین شده بود که مرکزآن بلخ بود ، سلطان حسین میرزا که ازسلالۀ امیرتیموربود درسال 1438م درهرات متولد گردیده ودرآنجا بزرگ شده بود زمانی که ابوالخیرپاد شاه چغتائی قپچاق فوت کرد درسال1468م درهرات اعلام پادشاهی نمود وبر تخت نشست ودرسال1471میلادی امیرعلی شیرنوائی را بحیث منشی دربارخود برگزید که دران زمان مهردارسلطنتی یاد میشد ، علی شیر نوائی نظربه استعداد عالی که داشت بزودی اورا ، پاد شاه بصفت وزیردربارمقررنمود و مسئولیت امور فرهنگ ومعارف را نیز به دوش وی گذاشت ، علی شیرنوائی دراموردربارشاهی ودرعرصۀ ادبیات وفرهنگ وروشنگری کارهای چشمگیری انجام داد .                                                                                            بروایات تاریخی ، ظهیرالدین محمد بابرکه با بیعت مردم کوندوزو نظامیان آن دیاربرای تصرف کابل حرکت نمود محمد مقیم حکمران قندهاربعنوان دفاع بکابل لشکرکشید که عبدالرزاق میرزا حکمران کابل ازترس به لغمان فرارنمود ، زمانیکه بابربا لشکرعظیمش به کابل آمد محمد مقیم ازوی استقبال نموده بیعت کرد ، بابربا لشکرش بسوی غزنی و زابل رفت آنرا ازحاکم ارغونی که هم تبارش بود تصرف نموده به برادرخود جهانگیرخان داد وخودش درسال1506میلادی ازراه هزارستان به هرات رفت درهمین وقت بود که بدیع الزمان وخسروشاه درمیمنه منتظربودند تا با محمد شیبانی متحد کردیده درمقابل بابربایستند اما جنگ واقع نگردید .              محمدشیبانی نیزازقبایل اوزبیک بود که درسال1500میلادی درماورالنهرحکومت مستقل تشکیل داده وعزم کشورکشائی داشت، میخواست پس ازاشغال شمال هندوکش وارد قلمرو هند گردیده آنرا تصرف نماید و ریشۀ امپراتوری خودرا تا اقصی نقاط فارس وبغداد بغزاند .              محمد شیبانی و احفاد و اولاد او مدت یکصد سال درآسیای میانه ، فارس و سرزمین افغانستان امروزی بحیث یک امپراتوری قوی کار کرده است .                                            مرحوم غبار نوشته است : اوزبیک ها به قبایل تایمن وقپچاق منسوب اند ، نخستین مردی که سرکردۀ قبیله بود {اوزبیک خان} نام داشت بعداً این قوم خودرا اوزبیک نامیدند و در قرون بعد با هم متحد گشته قوت بزرگ جنگی را تشکیل دادند که زیر فرمان آوزبیک خان قرار داشت وبنام{ لشکرطلائی} یاد میگردید ، اوزبیک خان وقبایل تحت فرمانش که منسوب به تیمنی بودند قبایل قزاق ، قیرغیز، تاتار، قپچاق وموغل را با خود به تحلیل برده بود                                (ص282افغانستان درمسیرتاریخ) .

تاریخچۀ بند سرحوض میمنه : اوزبیک ها آب ایستاده بر روی زمین را که هرکدام مشخصات خاص خودرا دارد بنا م های مشخص جداگانه یاد میکنند مثلاً آبی که دراثرباریدن باران درکند وکپرزمین جمع میشود بنام{کولمی} یادمیکنند ، آبهائی که درنتیجۀ سیل باران جریان یافته درجای وسیع ترجمع شده باشد آنرا( قیران) میگویند ، اگرزمینی را برای ذخیرۀ آب آشامیدنی حفرنموده آنرا ازآب جاری جوی پرکرده باشند آنرا{آب حوض} میگویند ، درتمام مناطق مسکونی اوزبیک ها وتورکان درقدیم حفرحوض های ذخیرۀ آب به تناسب حجم نفوس استفاده کننده گان ازآب مروج بوده است اما طبق فتوای ملاها وپیشوایان مذهبی حد اقل حجم حوض آب صد مترمربع یعنی (10متردر10 متر) باشد که به اصطلاح عوام(دۀ درده) یاد میشود .

درقدیم بعضی ها حوض آب را با خشت پخته ویا باسنگ های سخره یی وتراشیده میساخته اند وبعضاً روی حوض را نیز پوشانیده دروازه یی برای گرفتن آب دران میگذاشته اند اگرچه با پیداشدن وسایل مدرن تهیۀ آب آشامیدنی ازچاه عمیق ونل دوانی ها ، دراین اواخراستفاده ازآب حوض مانند گذشته ها رونق ندارد ولی دربعضی روستا ها هنوزاستفاده ازآب حوض رواج دارد ، آنچه هنوزاهمیت قبلی خودرا ازدست نداده است عبارت ازذخایرآب چهل میلیون مترمکعبی درکاسۀ آبگردان بزرگ در60کیلومتری جنوب میمنه است که بنام {سرحوض } مسمی است که درقدیم بنام باش حوض یاد میکرده اند و منابع آبی را که ازدورترین منطقه جاری میشده بنام {باش بلاق} میگفته اند که به مرورزمان{باش حوض به سرحوض} تبدیل شده و{باش بلاق به سربلاق} تعویض گردیده است ، بلاق که واژۀ اوزبیکی است معنای آن چشمه است آنهائیکه اوزبیکی را نمیدانند درحین استعمال جملات آن به حد خنده آوری مرتکب اشتباه تحریروتکلم میشوند چند روزپیش دریک خبررادیوئی وزارت معارف افغانستان سربلاق ، سرملاق نوشته شده اینک یک پاراگراف اصل خبر(اعلاميۀ مطبوعاتى وزارت معارف افغانستان 31 اسد ۱۳۸۷

اهالی معارف دوست قریه سر ملاق ولسوالی میمنه ولایت فاریاب دو جریب زمین ملکیت شخصی خویش را به ریاست معارف ولایت فاریاب بخاطر اعمار مکتب اهداء نموده اند) دراین نوشته نویسندۀ خبر نفهمیده است که میمنه ولسوالی نیست بلکه مرکزولایت فاریاب است وهمچنان سربلاق سرملاق نوشته شده است .

میمنه وفاریاب زمین اززمانه های قدیم بنام انبارغله یاد میگردیده است {غله} نیزواژۀ اوزبیکیی ودارای سه معنی است :

اول غله بمعنی تمام حبوبات آرد ونان شدنی است که گندم ، جو ، جواری ، ارزن ، سویا شامل آن میشود حبوبات دیگر مثل برنج ، لوبیا ، ماش وهمچنان حبوبات روغن دار مانند کنجد ، زغیر، اینداو شامل آن نمیگردد .

دوم غله بمعنی تخم مرغ و تخم تمامی پرنده گان است .

سوم غله بمعنی حد اوسط نرخ خرید ویا فروش است .

بند سرحوض میمنه درزمان پادشاهی شاهرخ میرزا به کوشش غوث الدین خان ک حکمران میمنه بوده است به پایۀ اکمال رسیده است ، شاهرخ میرزا پس فوت پدرش امیرتیمورصاحب قوران «1»درسال1404میلادی درهرات اعلام پادشاهی کرد که درزمان فرمانروائی شاهرخ میرزا ، غوث الدین خان ازشخصیت های بومی و با نفوذ میمنه بحیث حکمران باصلاحیت فاریاب زمین تعین گردید اوکه شخص مآل اندیش بود با بزرگان قوم مشوره نمود ه همکاری آنهارا دراحداث بند آب بالای دریای جاری درمنطقۀ که امروز سرحوض نامیده میشود جلب کرد با آماده گی کامل واخذ اذن واجازه ازمقامات به احداث سد آب اقدام نمود کاراین بند که خشت پخته وسنگ دران بکاررفته است درسال1428میلادی به پایۀ اکمال رسید ه است ، آنچه گفته ونوشته ها نشان میدهد که ارتفاع بند آب ازبستردریا 16متربوده عرض بند آب18متروطول آن به چهارهزارمترمیرسد که ذخایرمجموعی آبگردان آن که فعلاً بنام سرحوض یاد میگردد به حجم چهل میلیون مترمکعب آب تخمین شده است ، این حوض کلکین هائی برای کنترول آب دارد که متحرک ساخته شده باز وبسته کردن آن آسان است

بعضی ازمردم میمنه چوچه های ماهی را درکاسۀ آبگردان این حوض رهاکرده اند که با گذشت زمان بزرگ گردیده متکثر شده است که عند الموقع بعضی افراد ازماهی های بزرک ترآن استفاده مینمایند ، درمورد اینکه لایروبی ازبند سرحوض درگذشته ها چه قسم صورت میگرفته معلومات دقیق دردست نیست مردم میگویند نسبت عدم لایروبی کاسۀ حوض گل ولای زیاد دران رسوب کرده وحجم ذخیرۀ آبرا کاهش داده است دربارۀ لایروبی کاسۀ آبگردان سرحوض ضروت است تدابیرلازم ازطرف مقامات ذیربط با جلب حمایت مقامات ذیصلاح اتخاذ گردد .

غوث الدین خان حکمران فاریاب ومبتکراحداث بند سرحوض را بعضی ها جرنئیل عوثالدین نوشته اند که نادرست است زیرا اصطلاحات جرنئیل وکرنئیل پس ازورود انگلیس ها درافغانستان درآغازقرن18میلادی درادبیات گفتاری ونوشتاری مردم راه یافته است که درقرن چهاردهم اینگونه اصطلاحات وجود نداشت .

--------------

{1} قوران بمعنی سلاح و افزارجنگ است .

برای ارایۀ اسناد دراین نوشته ازمنبع آتی استفاده شده است :

افغانستا درمسیر تاریخ تالیف مرحوم غبار

حقیقت التواریخ تا لیف علامه عبد الحق مجددی

ویکی پیدیا درانترنیت

یاد داشت ها وآرشیف شخصی

                                                         ( بقیه درآینده )

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط محبوب بهروز   | لینک ثابت |