مدویدیف طرح شش اصل برای حل منا قشه را امضا کرد
26/05/1387 15:13
سوچی، 26 مرداد، خبرگزاری «ریا نووستی»/ "دمیتری مدویدیف" رئیس جمهور فدراسیون روسیه طرح حل مناقشه در گرجستان را امضا نمود که در آنجا پس از حمله گرجستان به اوستیای جنوبی، روسیه از 8 تا 12 اوت مجبور به اجرای عملیات وادار سازی گرجستان به صلح شد.
مدویدیف روز شنبه طی جلسه خود با اعضای شورای امنیت فدراسیون روسیه اطلاع داد که سند تنظیم شده از سوی روسیه و فرانسه را امضا کرد.
"ناتالیا تیماکووا" دبیر مطبوعاتی ریاست جمهوری روسیه به «ریا نووستی» گفت: "در نشست شورای امنیت اوضاع پیرامون مناقشه گرجستان- اوستیا بررسی شد، رئیس جمهور به شرکت کنندگان اطلاع داد که پیش از جلسه طرح متشکل از 6 اصل را امضا کرد".
روز گذشته "میخائیل ساآکاشویلی" رئیس جمهور گرجستان این طرح را امضا کرد، پیشتر نیز سران جمهوری های برسمیت شناخته نشده آبخازی و اوستیای جنوبی آن را امضا کرده بودند.
تیماکووا اطلاع داد که در این جلسه راه های حل اوضاع پس از مناقشه و تدابیری در راستای رفع پیامدهای فاجعه انسانی نیز بررسی شدند.
اصول طرح حل مناقشه عبارتند از:
1-عدم استفاده از نیروهای نظامی
2-توقف کامل تمامی اقدامات نظامی
3-دسترسی آزاد به کمک های بشردوستانه
4-نیروهای مسلح گرجستان به مقر حضور دائم خود باز گردند
5-نیروهای مسلح فدراسیون روسیه به خطی می روند که پیش از آغاز عملیات نظامی وجود داشت
6-آغاز بررسی های بین المللی در رابطه با آینده اوستیای جنوبی و آبخازی و راه های تامین امنیتی پایدار برای آنها
نظامیان گرجستان شب 8 اوت به اوستیای جنوبی حمله کرده و تسخینوالی پایتخت این جمهوری برسمیت شناخته نشده را گلوله باران کردند. طبق اطلاعات وزارت خارجه روسیه حدود 1600 نفر از مردم بیگناه اوستیا قربانی این مناقشه مسلحانه شدند. نیروهای گرجی پس از رویارویی با نیروهای روسیه که برای تقویت نیروهای پاسدار صلح روسیه اعزام شده بودند، اوستیای جنوبی را ترک کردند. روز 12 اوت "دمیتری مدویدیف" رئیس جمهور فدراسیون روسیه اطلاع داد که این کشور به عملیات وادار سازی گرجستان به صلح پایان می دهد.
لینک اصلی خبر با تصویر-->مدویدیف طرح "6 اصل" برای حل مناقشه را امضا کرد
تمامیت خواهی نژاد پرستانه
----------------
تاریخ نشان میدهد تا دوران سقوط رژیم های نژاد پرستان به رهبری هتلروحزب سوسیال ناسیونالیست آلمان که ازطرف سازمان های تحول طلب بنام (آلمان نازی) مسمی گردید نژاد افراد مربوط به گروه حاکم درجامعه را سزاوارهمه چیز وسایرین را غیرازانجام خدما ت برده وارسزاوارهیچ قدرتی نمیدانسته اند .
تا آغازقرن بیستم میلادی که دراکثرکشورها بنیاد رژیم ها برمبنای قومی استواربوده امپراتورها وسلاطین درمناطق مختلف جهان وقتی به قدرت میرسید ند قوم خودرا ملت برتروسایرین را بنام شاخ وبرگ تبارواتنیک اقلیت یاد مینمودند که درافغانستان همین مفکورۀ منسوخ هنوزازطرف مشتی ازفا شیست مشربان تبلیغ مخفی وعلنی تبلیغ میگردد مانند ناسیونالیست های قرون گذشته قبیلۀ خود را که درژیم شاهی مربوط به قدرت حاکمه بود وطن پرست ترین افراد قلمداد مینمایند که ای طرزفکردرحقیقت برترشمردن قوم خود ازدیگران است امپراتوران آنزمان علاوتاً درچنین شرایطی نژاد خویش را مکلف به آموزش زبان مشترک موجودرجامعه نساخته دیگران را مجبوربه یاد گرفتن زبان محلی وکلتورخود می سا خته اند که این عمل نیز درزمان شاه ازطرف درباریان درپیش گرفته شد تا زبان پشتورا بجای زبان فارسی ترویج نمایند که منتج به نتیجه نگردید ، ازدوسال به این طرف که فا شیست خویان قدرت های بیشتری را دردولت بدست آورده اند درصدد گسترش دادن زبان خود ومحدود ساختن زبان فارسی که زبان مشترک عموم مردم افغانستان است برآمده اند تارخ نشان میدهد که بجزازامپراتوران وشاهان تورک تباران درآسیا که زبان مشترک ساکنین آن فارسی بوده به تقویۀ این زبان مشترک وکلتورمشترک کوشیده اند شاهان وامپراتوران قاره های دیگرهمیشه درفکرتعمیم زبان وکلتورخود بوده اند اما بعدازجنگ جهانی دوم که شرایط واوضاع جهانی متحول گردیده بجای سلطۀ قومی که متهم به نازیزم واپارتاید شده بود موضوع ناسیونالیزم به شکل دیگری طرح گردید که مطابق این طرح تمام ساکنین یک کشورملت خوانده شد ه شرایط ( ملت بودن ) تذکاریافت اما درکشورهای عقب مانده نظیرافغانستان که حکومت های استبدادی قوم گرا ونژاد پرست درقدرت بودند حق مسلم سایراقوام را غصب کردند وشرایط ملت بودن را که عمده ترین آن مشارکت درامورسیاسی ، تساوی حقوق کلیه اقوام درکشور، داشتن منافع مشترک درعرصه های فرهنگی واقتصادی بود اقوام دیگررا ازآن محروم نگهداشتند وشرایط ملت بودن را( به داشتن حکومت مرکزی واحد درمحدودۀ جغرافیائی معین ، بیرق استقلال ، اطاعت ازاوامر مقامات با لائی وامثال آن) منحصرساختند .
مردم عدالت پسند افغانستان دریک قرن اخیرمخصوصاً پس ازختم جنگ دوم جهانی برای رسیدن به حقوق حقۀ خود مطابق تعریف سیاسی(ملت ) با ایجاد سازمان های سیاسی واجتماعی ومذهبی تلاش های چشمگیری نموده اند ودرشرایط امروز افغانستان که یکصد سازمان مربوط به احزاب سیاسی وچندین سازمان مختلف دیگردرصحنه حضوردارند که بصورت مستقیم وغیر مستقیم به ظاهرشعارداده اند دربارۀ اعادۀ حقوق سیاسی غصب شدۀ ملیت ها ونژاد های دیگرازچنگ قدرت های حاکمۀ نژاد پرست وقوم گرامبارزه میکنند اما تا کنون مؤثریت مبارزۀ آنها چندان احساس نمیگردد که دلیل آن نیزوابستگی های مستقیم وغیرمستقیم بسیاری ازفعالین سازمان های حزبی وسیاسی به حزب بد نام نژا دگرا شا ید با شد ، داشتن تمایلات فعا لین سیاسی به سازمان های عقبگرا وارتجاعی که با رها عملکردهای غیردموکراتیک ونژاد پرستانۀ آنها درعرصۀ کاروپیکاردرگذشته وحال به اثبا ت رسیده است بمعنی انحراف آنها ازمشی اصولی دموکراسی وعدالت اجتماعی است که درمرام نامه های شان تذکاریافته است ، عده یی ازافراد که با وجود داشتن تحصیلات عالی ویا تحصیلات بالاتروکمترهنوز درباطلاق نژاد پرستی وضدیت با نژاد های دیگربند مانده وحتی درلباس نویسنده گی بصورت وابسته وغیر وابسته با منابع معین ، تخریب شخصیتی وسبوتاژ خصمانه علیه شخصیت های برازند ۀ اقوام دیگربا قلم وزبان می تازند که هرکلمه وحملات ارایه شدۀ ایشان حکا یتگرعقب مانده گی ذهنی وغرق بودن آنها درلجن تعصبا ت قومی ونژادی است .
ویب سایت بینوانوشته است (
اړینه یادونه :هغه پیامونه له خپریدوپاتی شوی چی پکی دویناعفت ته پام نه ووشوی) این نوشته میرساند که عده یی ازنویسنده گان وباسوادان آغوشته به رنگ خصومت قومی که شاید خودرا برترازدیگران نیزفکرمیکنند دورازادب ونزاکت انسانی واسلامی به اصطلاح ازچته وچوکات برآمده آنقدرتحریک وعصبانی گردیده اند که متوصل به دشنام گوئی به آدرس دوکتورلطیف پدرام رئیس حزب کنگرۀ ملی شده اند...این تیپ افراد اگربچه جوان باشندملامت نیستند زیرا آنها ازطرف بزرگترها تحریک وتشویق گردیده به گمراهی سوق شده اندوبصورت دنباله روانه وگمراهانه عمل کرده اند که هرگاه حقیقت را دریا بند ازاین اعمال گمراهانۀ شان انصراف نموده ، راه حقیقت را درپیش میگیرند وزمانی را که درطی طریق گمراهی ازدست داده اند نادم وپشیمام خواهند گردید وبرای تلافی آن تلاش خواهند نمود اما آنها ئیکه آگاهانه ومغرضانه دراین راه خصومت با اقوام دیگرگام برداشته اند درگوش شان پردۀ غفلت افتاده است که آوای حق را نمیشنوند ، درچشمان شان پرده یی نا مرئی جاگرفته است که واقعیات عینی را نمی بینند ، درقلب های شان مهر جهالت نهاده شده است که حقایق را نمی پذیرند ، آیت قرآن (ختم الله علی قلوا بهم وعلی سمعهم وعلی ابصارهم غشاوة) درهمین زمینه همان طوریکه نوشته شد حکم میکند .
کسی بنام محمد امین بسمل تحت عنوان( په ړنده پشوموږک مه نیسی) مطالبی درسایت( بینوا) نوشته است که ضد یت اورا با لطیف پدرام رئیس حزب کنگرۀ ملی ورئیس جمهورکرزی نشان میدهد واین ضد یت را علیه پدرام میتوان تبارگرائی تعبیرنمود که گفته های احتمالی پدرام علیه امان الله خان یک بهانه برای ترکش عقده های نژادی نویسنده علیه شخصیت های تا جیک ها ، اوزبیک ها وهزاره ها بوده است اما ضد یت او با حامد کرزی برآورده نشدن خواست فا شیست مآ با نۀ او درمورد تحت فشارگذاشتن بزرگان اقوام غیر پشتون مخصوصاً (پیشگامان تاجیک ها ، اوزبیک ها وهزاره ها) است که اکثریت نفوس افغانستان را تشکیل مید هند، این چرند نویس که روح دیکتا توری وتحمیل ارادۀ خود بردیگران دران احساس میگردد ، درحقیقت رئیس جمهورکرزی را به پشک کورتشبیه کرده وتلویحاً گفته است که ازدست اوچیزی ساخته نیست .
حامد کرزی یا هررهبر دیگربا داشتن استقرار واستقلال فکری لازم ، درصورت ضرورت با اخذ مشوره ازمشاورین موظف ودوستان داخلی وخارجی خود دربرخورد با قضا یا موضع گیری میکند واگربه گفته های خام وناپخته واحساساتی مملو ازغرض ومرض دیگران عمل نماید به آلۀ دست این وآن بد ل گردیده اهلیت واهمیت رهبری جامعه وملت را ازدست میدهد بناءً تشبیه رئیس جمهور به پشک کور نمیتواند محرک رئیس جمهوربرای برآورده شدن اهداف مغرضانه کسی گردد بلکه این قسم افاده ها بازگو کنندۀ وزن شخصیتی گوینده ونویسندۀ چنین مطالب آلوده به غرض ومرض میباشد .
امین بسمل نوشته است ( زه له خپلوټولوهغوگرانولیکوالانواوټولنوڅخه مننه کوم چی د منفورافغان دوښمنه لطیف پدرام له شرمه د که څرگندونه یی غند لی اودهغه د محاکمی غوښتنه کړی ده ) امین بسمل دراین نوشته بحیث مسئول دسیسه علیه دوکتور لطیف پدرام با تشکرازنویسنده گانی که علیه پدرام چیزی نوشته اند خودرا سرحلقۀ با ند مخالفان پدرام وانمود کرده است واینکه چرا اورا منفورودشمن افغانها گفته توضیحات نداده است .
منفوریک کلمۀ سیاسی مذهبی است که دارای مفاهیم خاص درهردو عرصه میباشد : درعرصۀ سیا ست آنانیکه موضع گیری معین سیاسی نداشته معتقد به ستراتیژی خاص نبا شند وبرای رسیدن به دموکراسی ، تساوی حقوق ، عدالت اجتماعی ومتساوی الحقوق بودن کلیه اقوام ساکن دریک کشوررا قبول نداشته ودراین راه سنگ اندازی نمایند وتلاش هائی برای خنثی کردن اینگونه پلان های عامه پسند بکنند ازدید گاه سیاسیون وفادار به آرمان مردم عدالت خواه ، منفورشناخته میشوند .
ازلحاظ مذهبی : منفوربه آنانی اطلاق میگردد که خلاف احکام شریعت وکتب مقدس مذهبیون مغایر به منافع عمومی وخلاف
خیرمردم عمل نمایند وکارهای خلاف اخلاق اجتماعی را انجام بدهند ویا تبلیغ بکنند .
اما لطیف پدرام که دررشتۀ علوم اسلامی وفلسفه تحصیلا ت عالی خودرا به پایۀ اکمال رسانیده وصا حب تا لیفات متعدد درعرصه های مختلف میباشد نه تنها منفورگفته نمیشود بلکه طرف قبول جامعه وروشنفکران تحول طلب وعدالت خواه قرار داشته وازلحاظ سیاسی دارای موضعگیری عملی ودرحا ل مبارزه برای متساوی الحقوق گردانیدن تمام اقوام ساکن درکشورازراه مشارکت دادن مردم به امورسیاسی درچوکات سیستم فدرالیزم است که درجهان امروزی یک سیستم قابل قبول برای اکثریت مطلق ملل جهان بشمار میرود .
ازلحاظ مذهبی نیز لطیف پدرام نسبت داشتن آگاهی لازم ازا حکام شریعت وشناخت عمیق ازروح وروان مردم افغانستان پای خودرا بیرون ازاحکام اسلامی نگذاشته ومسبب بروزنا رضا ئیتی مردم نگردیده است بناءً منفورگفتن پدرام نما یانگرغیظ وغضب آلوده به احساسات منفی مغرضانه وخصما نۀ گویندۀ این چرند است .
امین بسمل که لطیف پدرام را دشمنان افغانها گفته است منظورش پشتون ها باشد هیچ اسنادی درمورد لطیف پدرام این گفته را ثابت نخواهد کرد واین دروغ مغرضانه واتهام محض است .
واگرمنظوربسمل ازکاربرد ( دشمن افغانها) درمورد پدرام ، تمام ساکنین افغانستان باشد که طبق حکم قا نون اساسی همۀ اقوام ساکن درافغانستان (افغان )گفته شده اند نیز دروغ است زیرا لطیف پدرام ده ها وصد ها هزار دوستان صمیمی وفا دار به آرمانهای افغانستان شمول خود دربین تمام اقوام افغانستان وحتی پشتون ها دارد ، بناءًچنین شخصیت ملی گرا ودانشمند علوم اسلامی وفلسفی رادشمن افغانها وانمود کردن ، صاف وساده دروغ وشیطنت کاری ونگرش نژاد پرستا نه است .
دروغ یک مقولۀ اجتماعی ومذهبی است که بنا به اعتقادات مذهبی ازروزپیدایش آدم بروی زمین با الهام ازدروغ گوئی شیطان به (آدم وحوا) به منظور رسیدن به هدف ، ازطرف شخصی مغرض برای فریفتن شخص دیگربکار رفته است .
آیا تی درقرآن و تورات وانجیل وجود دارد که دران گفته شده است شیطان بی بی حوا وحضرت آدم را با دروغ گفتن گمراه ساخت....تیوریسن های علوم درتعریف دروغ نوشته اند : (دروغ ساخته وپرداختۀ ذهن افراد مغرض است که برای فریفتن دیگران بکارگرفته میشود) با دلایل فوق ثابت میگردد که برای متهم کردن لطیف پدرام وتضعیف شخصیت وی دروغ هائی مغرضانه برای فریفتن اذهان دیگران بکاررفته است یک ضرب المثل اوزبیکی است که میگویند ( آدم نی آدم بوزرقرا یرنی سوو بوزر) یعنی آدم را آدم خراب میکند وزمین را آب خراب میکند ، امین بسمل ازقما ش آدم هائی ب نظر میرسد که میخواهد دیگران را نیز منحرف بسازد.
امین بسمل میگوید (زه هم پخپل واردهغه ناوړه اوشرمینده انسان د محاکمی غوښتونکی یم خولمړی په چاېې محاکمه کوی؟ دوهم آیا تا سود کرزی په وجود کی د ا حمیت وینی؟ دریم آ یا د دولت دری گونی ارگانونه تا سوته د منلووړدی؟ څلورم آیا پر د ا دریو ارگانونوکی کرزی د مصلحت په پلمه د افغان ولس قسم خوړونکی قاتلان نه دی ځای پرځای کړی؟ پنځم آ یا د جنگی مجرمینود محاکمی مخه پخپله همدی کرزی ونه نیوه)ازاین نوشته های امین بسمل معلوم میگردد که او مثل طالبان تروریست وشرکای آن رئیس جمهورکرزی ودولت فعلی افغانستان را نیزتا ئید نمیکند وتمام مسئولیت تشکیلات حکومت ائتلافی وسیع البنیاد را که طبق توافقات بن صورت گرفته بود بر دوش حامد کرزی میگذارد وآنرا برسمیت نمیشناسد واین میرساند که امین بسمل خواهان حکومت تک قومی مانند زمان امیرعبد الرحمن خا ن ورژیم شاهی است ، تغیرات وتحولاتی را که درجهان وافغانستان روی داده است درنظرندارد وغیرازقوم ونژاد خود ، سا یراقوام را مستحق رسیدن به اورگان های دولتی نمیداند واین گناه اونیست حس برتری جوئی نژادی بر وی غلبه دارد وهنوزنسبت فقدان سواد سیاسی لازم زیرتا ثیرات تیوری های دوقرن پیش قراردارد که ناسیو نالیست هارا وطن پرست ترین مردم تعریف میکردند .
یقین است که تاریخ اروپا وفراز وفرود نا سیونالیزم قرون گذشته را مطالعه بکند آگرمغرض نباشد راه معقول مبارزه با عقب مانده گی ذهنی را پیدا کرده اصلا حا تی درطرزتفکرودید گاه خویش خواهد آورد واگرمغرض تشخیص گردید باید گفت :
( با شستشوی ، سنگ سیه کی شود سفید ) .
درمورد مجرمین جنگی افغانستان که درشمارۀ پنجم نوشتۀ امین بسمل به آن اشاره شده برای آگاهی خواننده گان عزیز چند سطری ازفیصلۀ شورای افریقای جنوبی برهبری نیلسن مند یلا رهبرملی افریقا مینویسم که قبلاً توسط محترم سراج الدی ادیب بصورت مفصل نوشته شده درویب سایت آریا ئی به نشر رسیده است :
نیلسن مندیلا زعیم ملی افریقا که درسال 1964میلادی به جرم مبارزه علیه نژاد پرستی زندانی گردیده دریک محاکمۀ فرمایشی به حبس ابد محکوم شده بود درسال 1989 زمانیکه پاتریک کلارک به قدرت رسید فرمان آزادی نیلسن مند یلارا صادرکرد اوبا این کارخود به تمام شیوه وشگرد اجرات نژاد پرستی خط بطلان کشید ، درسال1993کلارک ومند یلا مستحق جایزۀ صلح نوبل شناخته شدند ، درسال 1994نیلسن مند یلا بحیث رئیس جمهورافریقای جنوبی برگزیده شد ، یک سال بعد کمیسیون آشتی ملی وحقیقت یابی را ایجاد نمود که این کمیسیون پس ازاستماع گزارش21هزارنفرقربانی شکنجه وآزار واذیت مامورین دوران حاکمیت نژاد پرستان( اپارتاید ) تهیه کرد، نیلسن مندیلا بجای آنکه این مجرمی وشکنجه گران اپارتاید را محاکمه ، اعدام ویا زندانی بسازد آنها را توبه داد عفوکرد وازتشویش همیشگی آنهارا نجات داد که این عمل درشرق وغرب مورد استقبال جامعۀ جهانی قرارگرفت واعتراض هیچکس علیه این فیصله بالانشد اما درافغانستان که دوسال پیش با پیروی ازاین عمل افریقای جنوبی پارلمان افغانستان برای خاتمه دادن به دشمنی های دونیم دهه جنک درافغانستان با اعلام آشتی ملی فیصله صادرکرد واین فیصله به امضای رئیس جمهوررسیده وطرف تائید حامیا ن خارجی افغانستان نیزقرارگرفت ، هنوزهم بعضی ازمغرضین ا ین فیصله را درنظر نگرفته همان سخنان خصمانۀ خودرا نشخارمیکنند واگرقرارباشد که مجرمین دوران جنگ باشوروی وطالبان واختلاس گران درحال حاضر محاکمه شوند تعداد زیادی ازکرسی نشینان وزارت ها ، ریاست ها ومقا مات دیگر بشمول بعضی اعضای پارلمان وکابینه همه به یک زنجیر پیچانیده خواهند شد که حامیان ورهبران امین بسمل نیز درجملۀ این زنجیری ها خواهد بود که ازاین سبب گفته میشود که محاکمۀ بزرگان اقوام بنام مجرمین جنگی خصومت های قومی را دامن خواهد زد واین کار به فایدۀ ملت افغانستان وجهان نخواهد بود.
تعصب امین بسمل را دربرابرآنهائیکه درجریان جنگ باشوروی وطالبان فاشیست خوی بحیث شخصیت های سیاسی نظامی ازبین جا معه قد برافراشتند ودرسطح کشوروجهان مطرح گردیده توجه همگان را جلب نمود ند هرخواننده این سطوراحساس مینماید توجه کنید به این نوشته که امین بسمل میگوید( آیا تاسود هزاره گانولاریون ، د حیرتانو د د سیسی په څیرکومه چی د داکترنجیب الله د دوران دورستیو شپو ورځوکی د مکارمسعود په مشری کارملیانو د دوستم گلم جمانواو یوشمیرنورد لستونومارانو دملگرو ملتونودسولی پلان دسبوتا ژ و لپاره وکړه نه گنی ؟ د پد رام دا نه بښونکی څرگند ونی خو آن لا یوه میاشت مخکی د افغان جرمن ویب پا نی څخه خپری شوی وی خو موږ ځکه چه پری ونه لیکل شی چی د ا به د همدی ملی خا ین پد رام په گته تمام او یو ډ ول شخصیت به تر لاسه کړی ، د ا چه ولمه ورځ یوبل جنگی جنا یتکار حاجی محقق شخصی تلویزیون( فرد ا) بیا له سره خپری کړی دی نو آیا د ا به د هزاره گانو لاریون سره تړاو ونه لری ترڅو قومی شخړی راپورته کړی؟ که د ا سی حالت د وام وکړی نو تاسوبیا هم د ا خا ینا ن په کرزی محاکمه کوی؟ اوکه به یو ملې پاڅون اوبد لون غوښتونکی یاست ؟
امین بسمل که خصلت نژاد پرستا نه اش بجوش آمده است علاوه برآنکه جملات رکیک سیاسی را علیه لطیف پدرام مبارز نستوه ، تحصیل کردۀ وطن دوست وملت پرور، شاعر، نویسنده وسیا ستمداربرجسته درعرصۀ سیاسی افغانستان بکار برده است که نمایان گرخصومت آشتی ناپذیراو درمقابل دانشمندان تا جیک تبارمیباشد واین گفتۀ اوعجیب است اومیگوید ( ما قبلاً علیه اوچیزی نه نوشتیم فکرمیکردیم که پدرام دراثر نوشتۀ ما شخصیت خواهد یافت ) ازجمله بندی های امین بسمل معلوم میگردد که او درحلقۀ خصومت ورزان علیه شخصیهای اقوام دیگرقراردارد ودراجرای هرکاری وهرتوطئه یی با مشوره دست به دسیسه سازی میزنند تا پخته تر وکارا تربیا ید اما طبق ضرب المثل(عقل نبا شد جان درعذا ب است) ازطرح پلان های توطئه آمیزگروهی علیه پیشگامان جامعه نتیجۀ مطلوب بدست نیاورده اند واگربجای دشمنی وتوطئه چینی علیه دیگران راه کامپرومایزرا با اقوام دیگرپیش میگرفتند به مراتب بهترازدامن زدن به دشمنی ها ی اقوام می بود وبه نفع شان تمام مگردید ، خوب باید قانع شد که دربارۀ خود پرستان گفته اند(هرکی درانجام کاروفکراحوال خود است ) معلوم نیست که ازنظرامین بسمل شخصیت چیست؟ اما آنچه درعلم روان شناسی وفلسفی دربارۀ شخصیت آمده است به این شرح است : شخصیت مجموعۀ ازاخلاق وکرکترانسانها است که درطول عمرش متناسب به درجات فهم ودانش شخص وموقیعیت اجتماعی او درمحیط زنده گی درمنطقه وجهان درنهاد انسان شکل میگیرد) متأ سفا نه بسمل که مفهوم شخصیت را نمیدانسته خودرا به اصطلاح ملا شاگل فکرکرده است که طبق روایات افسانوی با یک کوف وچوف کردن متوانست تغیراتی دروضع شخص بوجود آورد ) .
امین بسمل درمقابل نام وشخصیت احمدشاه مسعود قهرمان جنگ درمقابل نظامیان شوروی وقومندان جبهات جنگ علیه طالبان تروریست وحامیان پاکستانی والقاعده یی آن نیز حسا سیت نشان داده ، این شخصیت سیاسی ونظامی را(مکار مسعود) یادکرده کمپلکس های روانی ناشی ازنژاد پرستی اش را علیه اوبه نمایش گذاشته است درحالیکه احمد شاه مسعود ازسوی اکثریت قاطبۀ مردم افغانستان وجامعۀ جهانی نسبت مقابله با متعرضین شوروی به افغانستان( که پنج روزپیش ازآغازسال1980میلادی به افغانستان هجوم آورده بودند) ودفاع برحق درمقابل حملات فاشیستی طالبان وحامیان شؤنیست های پاکستانی ولشکرتحت فرمان القاعده که درخط اول جنگ طالبان قرارداشت بنام قهرمان شناخته شده است که این شهرت تاریخی اوبا مکارگفتن های آدم های بی خاصیتی مثل امین بسمل زایل نمیگردد ، مردمان واقع بین کشورمعتقد اند که اگرمقا ومت های پیشگامان شمال کشور بخصوص احمدشاه مسعود نمی بود افغانستان توسط طالبان به صوبۀ پنجم پاکستان بدل میگردید تلاش ومقاومت پاتریا تیستی احمد شاه مسعود وائتلاف شمال بود که پوزطالبان را به خاک مالید .
امین بسمل درمقابل سترجنرال عبدالرشید دوستم شخصیت شناخته شدۀ سیاسی ونظامی اوزبیک نیزحساسیت ودشمنی خودرا علنی کرده است درحالیکه جنرال دوستم مدت ده سال تعدادی ازولایات شمال افغانستان را با تمام مهاجرین کابل ، ولایت جنوب وسایرمنا طق نا آرام کشورکه ازاثر جنگ های دا خلی که توسط خارجی ها بخصوص پاکستان دامن زده میشد به مزار شریف روی آورد ند که قرارگاه سیاسی نظامی ومقر فرماندهی جنرال دوستم درشمال کشوربود ، تمامی این بیجاشده گان داخلی ازهرمنطقه وازهرقوم وزبان که بودند بیدون تبعیض همه امکانات آسایش ومعیشت زیست انسانی (جای بود وباش ، خورد ونوش وسایرضروریات ) را برای آنها میسرساخت وایشان رابصورت آرام ومطمئین نگهداشت که آدم های نمک شناس این احسان جنرال دوستم را نسل با لنسل ممکن است از یاد نبرند وجنرال دوستم درحال حاضرنیز درپست رئیس ارکان قوماندانی عمومی قوای مسلح افغانستان قراردارد وازاعتما د ملی واعتباربین المللی برخورداراست که اورا (گلم جمع گفتن ویا دوستم اودهغه کلم جمان) گفتن ازقدرومنزلت اونمیکاهد اما خصومت نژاد پرستانۀ مخالفانش را که این سخنان را نشخار میکنند برملا میسازد ، امین بسمل درنوشته هایش حاجی محمد محقق یکی ازپیشگامان قوم هزاره را که فعلاً بصفت وکیل ورئیس کمیسیون فرهنگی ولسی جرگه قراردارد نیزبرای تبارزغیظ وغضب فا شیستی ونژاد پرستانۀ خویش اورا جنایت کارجنگی گفته است واین به مفهوم آنست که امین بسمل مثل تروریست های فاشیست خوی طالبان فیصله های ولسی جرگه را که ازتوشیح رئیس جمهورنیزگذ شته است برسمیت نمی شنا سد وخطاب به مستمعین همفکرش میگوید کرزی توان محاکمه کردن شخصی را ندارد ومردم را به قیام عمو می تحریک میکند که مطابق حکم قانون اساسی جرم است .
امین بسمل که ازخود خیلی امید واراست مطابق ظرفیت درایت خود مطالبی نوشته است نزد اشخاصی که سطح آگاهی وعلمیت آن با لاترباشد مضحک به نظر میرسد توجه کنید به گفته های امین بسمل:( نړیوال ټولنی د معمول پرخلاف زموږ په هیواد کی ټول جنگی جنایتکاران حمایه کوی .....اوس باید په ځانگړواړیکواوسولیزولاریونونوپه مرسته نړیواله ټولنه پردی وپوهو چی که رښتیا هم زموږ پرهیواد کی د سولی او د خپلوسترا تیژیکو گټوخیال لری زموږ د و لس زړونه وگتی ....د پدرام په شان جنایتکاران ولسی محاکمی ته راکش کړی ، داچه اوسنی اداری ته له حقوقی نظره اداره نشو ویلی نوځکه با ید صرف خپل ولس ته مخ واړوو.....)امین بسمل که جامعۀ جهانی را متهم به حمایت ازجنا یتکاران جنگی نموده است منظورش ازجنا یتکاران اگر رهبران طالبان وجنگجویان آنها وحکمتیاربا شد آنها ازطرف جامعۀ جهانی به عنوان تروریست های بین المللی شناخته شده حتی دارائی های آنها دربانک های جهانی بلاک گردیده است وتا کنون تنها پلان مخفیا نۀ یک بریتانیا ئی درمورد حمایت ازگروه طالبا ن که به قتل وکشتاروبه آتش کشیدن مکاتب مصروف اند افشا گردیده است که این بریتانیائی با این گروه رابطۀ سری ونامرئی بر قرار نموده به قوماندانهای آنها ماهانه مبلغ پنجصد دالروبه افراد مسلح جنگجوی آن ماهانه مبلغ دوصد دالربنام مدد معاش درنظر گرفته وآموزش های نظامی رایگان به آنها رانیزمتقبل گردیده بود وهنوز شرح وبسطی دراین باب که ازاین موضوع چه هدفی را دنبال میکرد ارایه نگردیده با آنهم این عمل موجب بروزخشم رئیس جمهورکرزی شد این بریتانیائی را ازافغانستان خارج کرد .
منظوربسمل ازجنایت کاران جنگی مثل هواداران طالبان ، رهبران وقوماندانهای جهادی باشد باید متوجه باشد که پارلمان افغانستان با پیروی ازپرنسیپ عملی شد ه درافریقای جنوبی که دربالا به آن اشاره گردید پس ازبحث های طولانی دراجلاس پارلمان به توافق رسیدند که چون محاکمۀ افراد واشخاص بنام جنا یتکاران جنگی ، مختص به یک قوم ویک شخص دریک منطقه منوط نمیشود بلکه درسراسرافغانستان تمام اقوام ومناطق کشوررا دربر میگیرد که زیر نام جها د با مخالفان داخلی وخارجی جنگید ند کشتند وکشته شد ند بناءً محاکمۀ افراد بنام جنا یتکاربحران دیگری را درداخل وخارج ایجا د مینما ید که به نفع صلح وثبا ت افغانستان ومنطقه نیست وجامعۀ جهانی نیز که صلاحیت های پارلمان را طبق قانون اساسی افغانستان برسمیت میشناسند وپرنسیپ های پایه نیزبصورت اولگو درمورد عفو عمومی مجرمان جنگی درافریقای جنوبی پس از به قدرت رسیدن نیلسن مند یلا رهبر ملی افریقا ئی ها درنزد جامعۀ جهانی وجود داشت ، عفو عمومی مجرمان جنگی دوران حاکمیت نژاد پرستان(اپارتاید)راکه نیلسن مند یلا پیش کشید طرف استقبال جامعۀ جهانی قرار گرفته بود نمیتوانست فیصلۀ پارلمان افغانستان را درمورد انصراف ازمحاکمۀ مجرمان جنگی قبول نکنند وبر ضد آن قراربگیرند .
امین بسمل دولت افغانستان راازلحاظ حقوقی بنام اداره نمیشنا سد یعنی این دولت را که اورگان های مرکزی قوای ثلاثۀ آن انتخابی است برسمیت نمیشنا سد چرا که دربین آنها اشخاصی هم وجود دارند که خارچشم امثال امین بسمل وسایرفاشیست اندیشان بقا یای رژیم میراثی سلطنتی است ، بسمل میگوید با براه انداختن تظاهرات به جا معۀ جهانی بفهمانیم که اگرخواسته باشید که درافغانستان به هدف سترا تیژی خود برسید باید دل ما مردم را بدست بیاورید .... امین بسمل متوجه نیست اینگونه مطالب که نوعی خود فروشی ، قوم فروشی ، وطن فروشی وآماده گی برای برده گی ودرغم استقلال نبودن ودرغم عمران کشورودرغم بوجود آوردن آسایش مردم نبودن میباشد ازطرف همفکران پیشگام ترازخودش احتما لاً ده ها بارمخفیا نه به مراجعی که امین بسمل درنظر دارد گفته شده وحتی ازطریق رسانه های بیدون مرز نیز به شکلی ازاشکال درلا به لای مقا له ها همین مطلب افاده شده است ، امین وهمفکرانش مطمئین باشند آنها ئیکه میخواهند درافغانستان بپا یند جوانب قضا یارا با اشخاص فهیم ترازامین بسمل مطالعه خواهند کرد .
امین بسمل که دولت افغانستان را برسمیت نمیشنا سد میگوید : (باید صرف خپل ولس ته مخ واړوو..... ) اینگونه مطالب خاک پاشی به چشم ولس ،همان سخنا ن ملاعمر کوراست که بارها درضد یت با حامد کرزی تکرارگرد ید ه وخواسته است که اورا بتر ساند اما خود ش طرف تمسخرولس شده است ، امین بسمل که ماشاءالله خودرایک چیزی میشمارد درختم چرند
یا تش گفته است : ( خوږو ورونو ځکه تا سوته لیکم چه په ړنده پشو موږک مه نیسی)این مطلب که یک ضرب المثل پشتو است با خصلت شیطانی بخاطرتوهین ویا تحریک رئیس جمهورکرزی نوشته شده است تا احسا سا ت اورا مطابق خواست خودش به غلیان بیاورد وازان برای تحت فشارگذا شتن آنهائی که خوش خودش نمی آید به نفع خود استفاده نماید درحالیکه رئیس جمهور کشورمتعلق به تمام اقوام وساکنین کشوراست ونمیتواند مانند شاهان وامپراتوران دردایرۀ تنگ قومی قرار گرفته آلۀ دست یک اقلیت ناچیز دشمن آفرین گردد ، ازطرف دیگراستعمال این ضرب المثل دربرابررئیس جمهوریک بی ادبی تنفربارنیزهست چراکه گفته اند (هرکلمه جا ئی وهرنقطه مکانی دارد ) والسلام 7 / 8 /2008میلادی
----------------------
ایمیل آدرس ----->sasdolati@hotmail.com
ویب آدرس ------->
www.dolati23.blogspot.com----------------------
سید احمد شاه دولتی فاریابی
حملات لفظی خصمانه به لطیف پدرام
------------------------------
لطیف پدرام که دررشتۀ علوم اسلامی وفلسفه درایران وفرانسه تحصیلات عالی خودرا به پایۀ اکمال رسانیده است ازلحاظ سخنوری ، داشتن منطق کوبنده وروشنگرانه درمقابل مخالفا نش ، یاحضوری ویا ازطریق رسانه ها ومطبوعات به توضیح وتشریح مسایلی پرداخته است که مخالفان سیاسی او وافرادی که ازلحاظ عقب مانده گی ذهنی با غرق بودن درلجن اتنیکی وعظمت طلبی های واهی و رومانتیک دوران به اصطلاح (گاوخورده ) صاف وساده درلباس دشمنان آشتی ناپذیردرمقابل وی قد علم نموده وگفتارگرم پدرام را سبب آب شدن دیوارهای یخی اذهان دوره های ماقبل عصرحجردرمحیط زنده گی امروزخود تلقی مینمایند وحتی مثل آنکه زمین زیرپای شان
مانند مس درحال ذوب داغ گردیده باشد بی طاقت گشته ومثل مرغان پای سوخته هرسومیدوند وسروصدا ها براه می اندازند .تحصیل کرده هائی که درپهلوی تجربیات زنده گی با خصلت تحول طلبی مثبت درتمام عرصه ها فعالیت مینمایند درشمار روشنفکران وطن ومحیط زنده گی شان قرار گرفته افتخارملت ومردم تلقی میگردند اما آنهائیکه باوجود داشتن تحصیلات عالی افکارتحول طلبانۀ مثبت نداشته به اعمال منفی ضد ترقی وضد تحولات مثبت روی بیاورند جایگاه وپایگاه ملی واجتماعی خودرا درجامعه ازدست میدهند وبه استفراغ توده ها بدل میگرد ند .
درجامعۀ افغانستان بعضی افراد خود منش ومغرض بیدون تفکیک خصلت ها ی مثبت ومنفی تحصیل کرده ها بصورت کل آنهارا روشنفکرمینامند ومغا لطه هائی درتشخیص تحصیل کرده های روشنفکروتحصیل کرده های مبتلا به تحجرفکری وتاریک اندیش ایجاد مینمایند مثلاً دوکتوراظواهری عقبگرامعاون القاعده وهمردیفان اورا با وجود داشتن طرفداران ازدنیا بی خبرویا مغرض، هیچ فرد یا افراد مثبت اندیش وتحول طلب درشمارروشنفکران قرار نمیدهند ، تحصیل کرده ها درهرمنطقه ومکانی که باشند اگربه شکل عام به نفع ساکنین کشور، منطقه وجهان فکرنکند درمحدودۀ فکری خویشا وندان بزرگترازخود درمحیط زنده گی شان قرارمیگیرند و با آنهائی همدم میشوند که نسبت نداشتن تحصیلات وحتی نبود سواد لازم وعدم درک مسایل بغرنج ملی ومحلی زیر تاثیر ضرب ا لمثل ناسیو نالیستی ونژاد گرائی (اول خویش دوم درویش)حیات بسر می برند نمیتوانند رسالتمندی خودرا مانند یک روشنفکرمثبت اندیش وتحول طلب که با دمیدن روح بیداری پیشتازنده درراه اخوت ملی وهمبستگی بین الاقوامی انجام میدهد انجام بدهند وچنین افراد ، ازلحاظ فکری به سطح بیسوادان و کم دانشان محلی خود سقوط میکنند ونقشی درایجاد تغیرمثبت در افکارواذهان عقب ماندۀ میراثی درمحیط زیست خود ایفا کرده نتوانسته به اصطلاح درمحیط ذوب میگردند که تحصیل وتجربه ، با همه آرزوهای غیرانطباقی آنها مثل حفظ برتری قومی ونژادی وداشتن امتیازات دیگرنسبت به سایراقوام با کشتی خیال شان به گل می نشیند وبه ساحل نمیرسد.
این حالت دربعضی ازولایات افغانستان به عنوان واکنش علیه لطیف پدرام رئیس حزب کنگرۀ ملی خودرا نشان داد که همه- شاهد آنیم ، ویب سایت خبری وخت در23جولای2008 نوشت
: (ننگرهارولایت کی د لطیف پدرام دهغوڅرگندونوبرخلاف آزادوژورنالیستانو، ولایتی شوراغړو اوفرهنگی ټولنو له خوالاریون پیل شو چی پنځه کاله وړاندی د ریا ست جمهوری د انتخا با تو د کمپا ین په مها ل یی دغازی امان الله خان پرضد کړی وی ) این عمل فکاهی را بیا د میدهد که میگویند شخصی نزد قاضی رفت وعرض کرد: به اندری باید جزا داده شود چراکه او دوسال پیش مرا کرگدن گفته بود ، قاضی گفت همان وقت چرا نیا مدی؟ عارض گفت من آن وقت نمی فهمیدم که کرگدن چیست وحالابرایم گفتند که کرگدن حیوان بد هیبتی است !!دراوزبیکی ضرب المثلی وجود داردکه میگویند (بیلتیرایدی اورگنی ایندی کیلدی سورگنی) یعنی شخصی را پارسال لت و کوب کرده بود ند امسال هیئتی برای پرسان قضیه آمده است !
این مظاهره کننده گان وسازماند هنده گان مظاهره پنجسال پیش هم شاید درهمین محیط فعلی شان میزیسته اند واینکه چرا آن زمان درمقابل گفتارلطیف پدرام خاموشی اختیارکرده وامسال درزمانیکه همهمۀ انتخابات سال2009میلادی ریاست جمهوری فضای افغانستان را پرساخته است به عجله تجمع کرده با شعارهای احساساتی غیظ وغضب خودرا علیه لطیف پدرام وحزب کنگرۀ ملی که پدرام رئیس آن است نشان داد ند سوال برانگیز است، زیرا لطیف پدرام که همیشه درآتش رنج وغم اقوام فقرزده وعقب نگهداشته شدۀ کشورسوخته وعوامل اصلی این عقب مانده گی را با قلم وزبان بارها بیان کرده است تا روح بیداری درنهاد اقوام افغانستان بدمد وتوان فکری آنهارا درتشخیص دوست ودشمن تقویه نماید واین رسالت تاریخی همۀ روشنفکران است که لطیف پدرام بادرک این رسالت آنرا انجام داده است .
گرد آمدن ویا گرد آورده شدن هیاهوگران درخوست وننگرهاروفعال شدن چرند گویان رسانه های بیدون مرزکه در دامن زدن اختلافات قومی وحمله بر شخصیت های برازندۀ اوزبیک ها ، تاجیک ها وهزاره ها که ازچهره های شناخته شده هستند ، همه نشان دهنده وبیان گراین واقعیت انکارناپذیراست که این هیاهو توسط هرسازمانی ویا گروهی که برای تضعیف شخصیت لطیف پدرام سازماندهی گردیده باشد منبع هدایت کننده ورهبری این سبوتا ژ خصمانه یکی است وافراد فعال وابسته به چنین منابع سرّی وغیرعلنی بمثابه بذرگران تخم نفاق درقلوب اقوام ونژاد ها بمنظور ایجاد افتراق دایمی دربین آنهاوتخریبکاران مزدور ومزوری اند که به تلاش های مذبوحانۀ خویش علیه تبارزشخصیت های غیر ازنژاد خودشان ادامه میدهند وازدرک مسایل بغرنج اجتماعی فلسفی عاجزاند که گفته میشود آنچه به ضرورت تبدیل شود بوقوع می پیوندد.
هرانسان ذ یشعورمیداند که وقت بهارروئیدن نباتات اززمین وبرگ وبارکشیدن درختان بحیث یک ضرورت اتفاق می افتد ، افراد ومنابعی که هرگونه افزارتخریب را دراختیارداشته وبرای ازبین بردن نبا تات و سرسبزی درختان روی زمین تلاش نمایند منتج به نتیجه نمیشوند ازاین سبب میگویند (آنچه ظهورش به ضرورت تبدیل گردد تلاش برای جلوگیری ازظهورآن عقیم میماند) ازاین سبب اینگونه تلاش های بی ثمربه ( خودخستن) مسمی شده است ، درافغانستان که رویداد تحولات شگرف ومثبت به یک ضرورت تبدیل گردیده است دیر یازود بوقوع پیوستنی است ، مخالفان این تحولات شگرف با داد وفریاد های عقب گرایانه سرانجام دنبا له رو پیشگامان مؤید این تحولات شگرف خواهند شد.
خواستارمحاکمه بخاطر پدرلعنت گفتن
: آنهائی که گفتارلطیف پدرام را درکاسیت وید یو ئی درسایت های اینترنیتی شنیده اند میگویند لطیف پدرام امان الله خان را (پدرلعنت) گفته است : اگرچنین باشد به دونکتۀ ذیل بایست توجه شود: اول اینکه پدرلعنت گفتن به هرکسی که باشد دشنام نیست وتعرض به کرامت انسان شمرده نمیشود زیرا(لعنت) یک کلمۀ عربی ومذهبی است که پدرلعنت گفتن معنی دعای بدکردن به پدرشخص مخاطب است ، شخص مخاطب لطیف پدرام که امان الله خان بوده پدرش امیر حبیب الله خان است وقتی پدرام یا هرشخص دیگرامان الله خان را پدرلعنت بگوید درحقیقت به امان الله خان هیچ چیزی نگفته است وصرف به حق پدرش دعای بد کرده است که قبول وعدم قبول دعای بد نیزمربوط به خدای متعال میشود که ازلحاظ اعتقا د ا ت مذهبی تمام مخلوقات روی زمین وجهان ومافیهارا خلق کرده است ، کارنامه های منفی که ازامیر حبیب الله خان درتاریخ به یاد گارمانده است هرشخصی که آنرامطالعه نماید یقیناً که به حق امیرحبیب الله جزدعای بد هیچگاه دعای خیرنخواهد نمود ورحمت خدای متعال را به وی نخواهد طلبید.سایت خبری(وخت)در23جولای2008میلادی نوشته است
( مولوی عبد العزیز دخپلو څرگند ونوپه ترځ کی لطیف پدرام کافروباله اود د ه د محاکمی کیدوغوښتنه وکړه) مولوی عبدالعزیز که مانند نوجوانان کم دانش تحریک شده است دلایل برکافربودن پدرام ارایه نگرده است اگراوفکرمیکند که به امان الله خان پدرلعنت گفته است ازان سبب کافراست این دلیل مضحکی است زیرا اگربه پدرلعنت گفتن کسی کافرشود روزانه درسراسرافغانستان هزاران مرد، زن وبچۀ خودرا پدرلعنت میگوید که به این حساب تمام این مردان باید بنام کافرمحاکمه شوند قبلاً نیز گفته شد که پدرلعنت گفتن نه دشنام وتوهین است ونه کلمۀ کفر آمیز ، بلکه یک دعای بد به حق کسی است که برادرمومنش دروقت غضب افاده میکند .دوم د ست کاری کاسیت
: هنوزثابت نیست که کاسیت پخش شده بنام لطیف پدرام وگفتاراوعلیه امان الله خان که گفته میشود همانند تون صدای لطیف پدرام شنیده میشود صدای اصلی وواقعی لطیف پدرام است ویا صدای تولید شده با دستکاری هنرمند ومونتا ژورفنی مسلکی که بصورت رایگان ویا درمقابل پول برای فرمایش دهنده آنرا آماده کرده اند؟برای اثبات چنین دست کاری ها وساخت صداها حاجت به سرگردانی نیست که درداخل خود افغا نستان درمیان عامۀ مردم ماهرین چنین امرموجود اند مثلاً همه هراتی ها وسایر هنر دوستان آگاه اند که درشهرهرات شخصی بنام بلبل هرات انواع خواندن های پرنده های خوش الحان را با (نای ودماغ وزبا نش) میساخت صدای بلبل، صدای جل، صدای جولا، صدای بودنه وامثال آنرا با چنان مهارتی به اصطلا دربوغزش ساخته به اطرافیا نش مشنوانید که مردم را به حیرت می انداخت .
زلمی آرا نیزیکی دیگرازهمچو هنرمندانی درافغانستان است که تون صدای هرشخصی را میتواند بسازد وبشنواند خواندن های نغمه ومنگل را که درخارج ازمرزهای کشوردرمحافل خوشی تقلید کرده بود یکی ازعلاقمندان صدای نغمه گفت بخدا من حیران ماندم که این زلمی آرا صدای نغمه ومنگل را چطورمثل خودش جورکده بود...
دردنیای پیشرفتۀ امروزهنرمندان عرصه های مختلف با استفاده از افزار وادوات کمپیوتری هرصدا وصحنه آرائی را میتوانند بیافرینند وآنهائی که با تون صدای لطیف پدرام آشنائی داشته با شند نیز ممکن است تشخیص ندهند که این صدای اصلی پدرام است یا ساخت هنرمندان، اما آنچه دربارۀ این صدا شک وتردید را بوجود می آورد این است که فکرمیشود لطیف پدرام بحیث یک عالم مذهبی وشخصیت سیاسی درجریان صحبت ، آنهم درجمع مردم یادرجریان مصاحبه با خبر نگاران ، هرگزنخواهد خواست مطالب توضیحی خودرا با الفاظی که بر روح وروان شنونده ها تاثیرمنفی میگذارد بیالاید ، احتمال میرود مخالفان سیاسی لطیف پدرام که توسط هنرمندان صدای اوراساخته اند شاید کلمۀ پدرلعنت را دران علاوه کرده باشند وشاید لطیف پدرام لازم تشخیص نماید برای روشنگری افکارعامه که دراثر تبلیغات مغرضین سوء تفاهمات بمیان آمده است ازطریق رسانه های خبری آنچه لازم است به سمع مردم خواهد رسانید وکدورت اذهان عامه را با آب حقیقت خواهد زدود.
مطلب دیگر تقا ضای انحلال حزب کنگرۀ ملی است
: تقاضای انحلا جزب کنگرۀ ملی که لطیف پدرام رئیس آن است جنبه های سیاسی بودن این توطئه توام با تظاهرات و پیش کشیدن محاکمه علیه پدرام را روشن میسازد زیرا درهیچ گوشۀ جهان انحلال جزب سیاسی بر اساس خواست کلبی ومقصود صورت نمیگیرد برای انحلال آن شرا یط خاص درقانون احزاب به صراحت تذکاریا فته است .دولک دالر، تیعین جایزه برای قتل لطیف پدرام :
روز31جولای دربعضی سایت های انترنیتی خبری منتشرکردید که دران برای قتل لطیف پدرام دوصد هزار دالرامریکائی جایزه تعین گردیده است ، ازلحاظ حقوقی تعین جایزه به قتل ، ترور، دستگیری واختطاف یک شخص ازطرف گروه قومی یاسیاسی واجتماعی عمل تروریستی وجنایت علیه بشریت شمرده میشود که اورگان های امنیتی ، سازمان مدافع حقوق بشردرافغانستا وخارج ازان ، احزاب سیاسی ومد نی لزوماً به آن توجه خواهند کرد واورکان های سه گانۀ دولتی دررأس آن شخص رئیس جمهورمسئولیت دارند عاملین تعین کنندۀ جایزه به ترور لطیف پدرام ومحرکین اصلی وکمک کننده گان امورمالی درچنین اقدامی را تحت تعقیب قرارداده درحفظ امنیت جان ومال ملت وشخصیت های سیاسی ومذهبی تدابیر لازم اتخاذ نموده
ومسئولین این عمل تصمیم به ترورلطیف پدرام را دستگیر، محاکمه ومجازات نمایند، درغیراین صورت هرگروه سیاسی وگروه قومی برعلیه مخا لفا ن سیاسی وشخصی خویش با تعین جایزه برای تروروآدم ربائی هرج ومرج را بوجود آورده دردسرهائی به دولت افغانستان وحامیان بین المللی آن بوجود خواهد آورد .
یک پاراگراف ازمنبع این خبربصورت مختصر درذیل کاپی شده است :
صدها تن از جوانان و بازرگانان در ولایت پکتیکا طی یک گردهمایی بزرگ به روز سه شنبه گفته های اخیر رهبر حزب کنگره ملی آقای لطیف پدرام را محکوم نموده و به خاطر کشتن وی مبلغ دوصد هزار دالر جایزه تعیین نمودند
منبع نشر خبر: تارنمای پشتو زبان (تاند) taand.com و سایت پشتو زبان بینوا
ودان خوستي
( بقیه درآینده)
خشونت های فامیلی باعث افزایش آمار طلاق شده است
روز نيوز : با افزایش خشونت های علیه زنان آمار طلاق نیز در کشور افزایش یافته است.
مسوولان وزارت امور زنان عواملی چون ازدواج های اجباری و قبل از وقت، سلب حقوق زنان در جامعه و انواع خشونت ها در خانواده را در افزایش طلاق تاثیر پذیر می خوانند.
هر گونه عمل خشونت آميز که منجر به آسيب رسانی، رنج جسمانی، جنسی يا روانی در نزد زنان گردد، باعث فاصله میان زوج ها شده و نتیجه نهایی آن به طلاق می انجامد.
دختر خانم ۱۵ ساله یی که با چشمان اشک آلود و ورم کرده دم دروازه محکمه فامیلی منتظر سرنوشت خود بود به آژانس خبری روز گفت که فامیل و برادرانش وی را دو سال قبل مجبور به ازدواج با مرد 55 ساله نمودند.
وی در حالیکه با گوشه چادر اشک های خود را پاک میکرد و چشمانش به نقطه نا معلومی میخکوب شده بود افزود: در این مدت شوهرم که مرد ریش سفید است به بهانه های مختلف مرا لت و کوب میکرد، حال دیگر حوصله ام سر رفته و کار ما به طلاق گرفتن کشیده است.
خانم 24 ساله یی که نخواست نامش فاش شود گفت که وضعیت اقتصادی فامیل پدرش خوب نبوده و پنج سال قبل به خاطر گریز از ظلم مادر اندرش با بچه همسایه شان عروسی کرده و حال دو طفل نیز دارند، اما حال تصمیم به جدا شدن گرفته اند.
این خانم می گوید که فامیل شوهرش چون از گذشته زند گی وی اطلاع دارند همواره وی را طعنه داده و او هم دیگر توان و حوصله شنیدن این حرف های را ندارد، بنا تصمیم گرفته است تا از شوهرش طلاق بگیرد.
خانمی 32 ساله دیگر که 8 سال قبل با یکی از اقوامش به اثر فشار فامیل ازدواج کرده در حالی که از خشم میلرزید گفت: فامیلم مره قربانی فرهنگ و عنعنه خود ساختند.
وی می گوید که در اثر عدم توافق با شوهرش از او طلاق گرفته و حال زنده گی مشکلی را سپری می کند.
در همین حال سعیده مژگان مصطفوی معین مسلکی وزارت امور زنان طی صحبتی با آژانس خبری روز طلاق را بدترین حلال در دین اسلام دانسته گفت که خوشبختانه سطح آگاهی افراد کشور بالا رفته است و در حال حاضر ارگانهای دفاع از حقوق زنان زمینه و ثبت آن را در دست دارند که با این اساس افزایش سرسام آوری در آمار این پدیده شوم دیده میشود.
وی می گوید وزرات زنان تلاش دارد تا از طریق برنامه های آگاهی دهی در آمار این پدیده خانماسوز کاهش به وجود آید.
انار کلی هنریار از مسوولان کمیسیون مستقل حقوق بشر در مصاحبه اختصاصی به آژانس خبری روز گفت که در اثر خشونت ها و رفتار ناشایسته با زنان در این اواخر آمار طلاق در کشور افزایش یافته است.
وی افزود، خشونت ها در اکثر خانواده ها در افغانستان مروج بوده که شرافت، شخصیت، آبرو و اعتماد به نفس زنان را در کشور زیر سوال برده و در بعضی موارد باعث طلاق و جدایی زوج ها میگردد.
به عقیده هنریار در حال حاضر آمار طلاق و خشنونت ها نسبت به گذشته بالا رفته است که ماهانه در حدود 45 الی 50 مورد خشونت ها در دفاتر کمیسیون مستقل حقوق بشر ثبت می شود.
به اساس گفته های وی ، در سال گذشته 2374 مورد خشونت در کمیسیون حقوق بشر ثبت شده، که 51 مورد تجاوز جنسی ، 62 مورد فرار از منزل، 37 مورد غضب ملکیت، 29 مورد اخراج از منزل، 26 مورد ممانعت از فعالیت های اجتماعی، 245 مورد عدم پرداخت نفقه ، 265 مورد ازدواج اجباری، 50 مورد بد دادن، 845 مورد لت و کوب، 43 مورد دعوای حقوقی، 81 مورد اتهام به قتل، 380مورد تریاک خورده گی، 165مورد خود سوزی و 95 مورد سقط جنین میباشد.
در همین حال فوزیه امینی رئیس حقوق وزارت امور زنان می گوید که آمار خشنونت های فامیلی چون زنا، فرار از منزل، اختطاف، خود سوزی و فسخ نامزدی در طول سه ماه اول سال روان حدود 1000 مورد ثبت شده است.
به گفته رئیس حقوق وزارت امور زنان، امار خشونت های فامیلی در سال قبل به 3000 مورد رسیده بود.
افغانستان یک کشور سنتی بوده و بیشترین ازدواج ها در تفاوهم میان دختر و پسر صورت نگرفته و همین امر باعث می شود تا بیشتر این پیوند ها پس از چندی با خشونت همراه شده و در برخی موارد حتا به طلاق منجر می شود(نقل ازبخش اخبار آریائی)
بسم الله الرحمن الرحیم
پیام شادباش محترم حسن پیمان ماسترومتخصص امورزراعت مقیم نیویارک
سابق معین اول وزارت زراعت درافغانستان بمناسبت تدویرقرولتای وتاسیس سازمانفدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان(
FFTA)----------
پیام واحترام وسلام های گرم خودرا اینجانب (حسن پیمان)به تمام اشتراک کننده گان وفرهنگیان عزیز، بمناست تدویر نخستین نشست بنیادی وارزشمند تاریخی سازمان فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان درکشورهالند تقدیم نموده میگویم :
(اسلام وعلیکم ورحمت الله وبرکات)
خواهران ، برادران ، فرهنگیان واشتراک کننده گان عزیز وگرامی دراین نخستین نشست(قرولتای یعنی جلسۀ موسس وبنیادی)فرهنگی وتاریخی با ابرازاحساسات قلبی واحترا مات بی پایان خودعرض مینمایم که نسبت مشکلات درتهیۀ اسناد سفر نتوانستم درقرولتای سازمان فدراسیون تورکان افغانستا درشهر تیلبورخ(Tilburg) هالند بتاریخ هفدهم ماه می 2008میلادی مستقیماً شرکت نموده با دوستان هم دل وهموطن صحبت نمایم متأسفم اما خوشحالم که با دوستان دانشوراشتراک کننده دراجلاس قرولتای فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان با تقدیم پیام شادباش وسلام های صمیمانه هم صحبت میشوم .
دوستان گرامی
! تاریخ پرآشوب وشورانگیز میهن بومی وآبائی ما(افغانستان) که مملو ازحوادث ورویداد ها ی عجین با مد وجزر ها ، تلخی ها وشیرینی ها وفرازونشیب های فراوانی را ازسرگذرانده است که پس منظروقایع آن به ویژه طی یک قرن اخیرمبین آن است که هررژیمی، زمامداری ودولتی اگردرکشورما(افغانستان) رویکارآمده وقدرت را بدست گرفته همۀ آنها بلااستثنا به نیروی خارجی وبر پایۀ شیمشیرولشکروخونریزی وغصب وغارت متکی بوده وازلحاظ ماهیت خودکاملا شکل اتنیکی ونژادی داشته وبه کام یک قوم ویک نژاد چرخیده ونسل با لنسل تا کنون ادامه یافته باعث ستمهای گوناگون(ستم ملی وطبقاتی) تداوم استبداد ، فراهم آوری اسباب نفاق بین القوامی ( نفاق قومی نژادی) گردیده است وبجای تامین حق وحقوق مشروع ملی ، مساوی ودموکراتیک ، برای همۀ اقوام وملیت ها ، به اعمال سرکوبگرانه ، ماجراجویانه ،تحریک آمیزوسایر اعمال نابخردانۀ زوروخشونت باروتبعیض طلبانه متوصل گردیده است که ظهوروزوال این رژیم های عظمت طلب ونژادپرست طا یفه یی هریکی نسبت به پیشینۀ آن وحشیانه تر، بی شرمانه وبیرحمانه تر، متعصب تر، فجیعا نه و وقیحانه ترعمل کرده وجنا یات بیشماری را مرتکب وبه تاریخ کشورازخود به یادگارگذاشته اند که ازشمال تاجنوب وازشرق تا غرب افغانستان بهرگوشۀ که نگریسته میشود جزاثر استبداد وستم ، تعصب ونفاق قومی ، جزعقب مانده گی درتمام عرصه های اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی وجزبدبختی وفقروبیسوادی کشنده دست آورد د یگربه ملت مظلوم جنگ زده ، فقرزده ، مریض وعلیل ، معلول ومعیوب ، چیز دیگری میراث وارمغان نگذاشته اند، این حکومت های جباردرافغانستان با تکیه برسلاح زنگ زدۀ دوران استعمار( تفرقه بیا نداز وحکومت کن) چسپیده عملاً آب به آسیاب دشمنان افزوده وحدت ملی وهمبستگی بین اقوام وملیت های مختلف کشور را زیر ساتورخود وبیگانه قرار داده اند ، همین رژیم های دیکتا تور، یکه تازخود محوربین ، متکی بر اتنیکی واجنبی است که برضد ایجاد ملت واحد ویک پارچه سنگ اندازی مینماید وبرعلیه وحدت ملی قرار گرفته با دامن زدن به نفاق ملی وشعله ورساختن آتش نفاق ملی درخدمت بیکانگان قرار گرفته است که این عمل خا ینا نۀ آنها باعث تداوم ستم واستبداد وادامۀ ظلم بی پایان وفجایع بیشمارتاریخی گردیده است .این یک امر مسلم وانکار ناپذیر تاریخی است که درهرجامعۀ کثیرالملیت ، هرملیت دارای هویت ملی ، تاریخ وفرهنگ خواسته ها ونیازهای ملی خودرا دارد که متناسب به آن بخاطررسیدن به حق وحقوق وآزادی های مشروع ملی وفرهنگی ودموکراتیک خود میخواهد ما نند دیگرملیت ها کماکان درراه احیأ ،رشد وبرومند سازی فرهنگ وزبان خود سعی تلاش به خرج بدهد ومبارزه مینماید بنا ءً درراه وحدت ملی واقعی وهمبستگی خلل ناپذیرتمام ملیت ها واقوام ، سهمگیری واقعی ومساویانه وبیدون تبعیض وامتیازهمۀ ملیت ها بر اساس هستی وموجودیت عینی و واقعی آنها درجامعه ، درکلیه عرصه ها برمبنای انتخابات دموکراتیک درکشوریک امرکاملاً ضروری پنداشته میشود که درواقع یک امرمسلم وحق مشروع ملی ، طبیعی وقانونی ملیت های محکوم بشمارمیرود ، چونکه هویت تاریخی وفرهنگی هرقوم وملیت یک رکن اساسی وتعیین کننده درتثبیت وشنا سائی آن قوم وملیت شمرده شده وبه واسطۀ آن زنده است وچگونگی فرهنگی ، زبانی ،عنعنات ورسوم ، نژاد وقومیت وتعلقات تاریخی وجغرافیائی وسایر رشته ها وروابط اجتماعی آنرا بیان میکند یعنی ملت بی فرهنگ وبی زبان دارای هویت وشناسائی ملی نبوده درواقع چنین ملتی مرده ودربین ملیت های دیگر مضمحل شده محسوب میگردد که این بنیاد سازمان فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان برای جلوگیری ازاضمحلال فرهنگ وزبان تورکان افغانستان کارموثری انجام خواهد داد وبا ید انجام بدهد .
این نکته را جداً خاطر نشان میسازم : درکشوریکه هنوز(ملت واحد وهمبسته)به مفهوم واقعی سیاسی آن وجود ندارد وهنوز درافغانستان به اصطلاح (نیشنل بیلد ینک) صورت نگرفته است ازهمین سبب همۀ ملیت ها واقوام ازحقوق حقۀ شان محروم نگهداشته شده ازاستفادۀ مساویانه ومعقول ازاین حقوق مشروع شان دورساخته شده اند رژیم های جباردرهربرهه اززمان بین ملیت ها تبعیض رواداشته یک قوم را برقوم دیگرترجیح داده با دامن زدن بی اتفاقی اقوام به شیوۀ استعماریون قرون ازان سود برده اندوحل مسئلۀ ملی رابه شیوۀ دموکراتیک غامض ترنموده اند واین هم خیانت نابخشودنی است که حکام افغانستان به حق ملت نموده اند واین وضع متأسفانه هنوزپررنگ تر شده است .
فریاد های شعارگونۀ دولتمردان افغانستان بنام وحدت ملی ، ملت واحد ، عدالت ودموکراسی وامثال آن جزفریب واغوا مانند رژیم های تک قومی(طایفه یی سلطنتی) نمیباشد که میتوان آنرا شکل دیگری ازسرکوب جامعۀ محروم وتحت ستم بصورت آرام وبی سروصدا نا مید .
حق تعیین سرنوشت ملیت ها اقوام وقبایل که یکی ازوظایف با ارزش ملی ورسالت تاریخی هرحکومت ملی ودموکراتیک بوده بخصوص دولت ها ورژیم هائی که بصورت انتخابی به قدرت میرسند بعضاً توانسته اند با اقدام عملی با درپیش گرفتن سیستم های فدریشن وپارلما نی که دارای خصلت اجتماعی دربرگیرنده وتامین کنندۀ حقوق مساویانۀ کلیه ساکنین کشور است رشته های دوستی وصمیمی را با ایجاد منابع مربوط به منافع مشترک تمام اقوام با هم گره زده پایه های سیاسی واجتماعی واقتصادی وفرهنگی را بنیاد نهاده اند اما حکومت های نا کاره وقبیله گرا ونژاد پرست هیچگاه درفکرعمران کشور ودرفکر بهبود زنده گی مرد م نبوده همیشه درفکر ماندن درقدرت برای قافیدن وچاپیند بوده است ازهمین سبب درحدود نودسال پس ازاستقلال افغانستان ازرژیم شاهی تا امروزحکومت ها یابرای رسیدن به قدرت ویا ماندن درقدرت مردم را بنام های مختلف گرد خوجمع کرده باهم جنگانیده اند که نه تنها خونریزی های فراوانی را سبب شده اند بلکه توسط این جنگ ها بین مردم خصومت ها ی قومی ومنطقه یی را نیز دامن زده اند وهنوزهم همین پلان کارروی دست است که دولت افغانستان برای گسترش حاکمیت خود درکل افغانستان تلاش دارد اما مخالفان دولت بصورت مسالمت آمیز وقهر آمیزبرای رسیدن به قدرت بیشتر جنگ ومبارزه را تداوم بخشیده اند ....
درخاتمه میخواهم توضیح بدهم که بنا بر ارزیابی ها وعرایض فوق وبا تائید ازنهادینه شدن سازمان فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان را دراین برهۀ حساس زمانی بخاطر احیای فرهنگی ورشد آن وحفظ اصالت فرهنگی ازتهاجم فرهنگی دیگران ، تحکیم پیوند ها واستحکام عمیق دوستی وبرادری بین ملیت ها واقوام در راه رسیدن به وحدت ملی ، دموکراسی، عدالت وترقی اجتماعی و صلح پایدارتلقی مینمایم وآنرا یک گام ارزشمند ملی ، فرهنگی وتاریخی دانسته به تمام فرهنک دوستان عزیزواشتراک کننده گان وکلیه تورک تباران محروم ومظلوم درداخل وخارج افغانستان صمیمانه تبریک عرض میکنم وامید وارهستم که این نهاد ارزشمند تاریخی واحیا وبار ورکنندۀ فرهنگی درراستای وظایف وتعهدات خود با عزم متین وارادۀ آهنین بیدون هراس وبیدون لغزش به چپ وراست خدمات شایسته وبا یستۀ را مطا بق بر ایجابات رسالت ملی وتاریخی را با پیروزمندی های چشمگیربه پیش ببرد ومتوقع هستم این نهاد فرهنگی درپهلوی نهاد های فرهنگی سایر اقوام درراه انکشاف زبان وادبیات پرباراوزبیکی و تورکان افغانستان گام های استواری را بردارند .... (والسلام)
|
حامد کرزی متهم به حمايت از قاچاق مواد مخدر شده است | |
24/07/2008 |
يک مامور سابق وزارت خارجۀ ايالات متحده اتهام وارد ميکند که مقامات ارشد افغانستان از قاچاق مواد مخدر دران کشور حمايت ميکنند.

تامس شوایک
تامس شوايک طي مقاله اي که امروز در صفحۀ انترنتي روزنامۀ نيويارک تايمز منتشر شده مينويسد که حامد کرزي، رئيس جمهور افغانستان به کرات مانع مساعي ايالات متحده جهت امحاي محصولات کوکنار در افغانستان گرديده است.
شوايک ماۀ گذشته عهدۀ خود را منحيث انسجام دهندۀ امور ضد مواد مخدر و اصلاحات عدلي در افغانستان ترک کرد.
او ادعا ميکند در حاليکه تندروان طالب از قاچاق ترياک براي تمويل شورش شان استفاده ميکنند، آقاي کرزي و پشتيبانانش نيز از قاچاق مواد مخدر براي جمع آوري پول استفاده مينمايند.
او مينويسد که رئيس جمهور افغانستان از قاچاق مواد مخدر براي پيروزي در انتخاب مجددش بحيث رئيس جمهور در سال ۲۰۰۹ استفاده ميکند.
کدام مامور ايالات متحده و يا افغانستان تا بحال در زمينه تبصره نکرده است.
طبق گزارشات ملل متحد و ايالات متحده، دهاقين افغانستان ۹۳٪ کوکنار جهان را توليد ميکنند.
يک گزارش ادارۀ مواد مخدر و جرايم ملل متحد در سال جاري پيشگوئي کرد که محصولات سال ۲۰۰۸ کوکنار افغانستان خيلي زياد خواهد بود اما کمتر از محصولات سال ۲۰۰۷.
شوايک همچنان ادعا ميکند که حامد کرزي، رئيس جمهور قادر بود با مثال دادن اختلاف در بين مقامات حکومت امريکا، مانع مساعي ايالات متحده را در مورد امحاي محصولات کوکنار شود.
او مينويسد که بعضي از قوماندان هاي قواي نظامي ايالات متحده مانع مساعي ضد مواد مخدر ايالات متحده شده استدلال ميکردند که مبارزه عليۀ قاچاق مواد مخدر نبايد بخشي از ماموريت نظامي ايالات متحده باشد|
Dari ▪ صدای آمريکا سیستم بی سیم انترنتی WiFi - باعث بروز امراض؟ | |
17/07/2008 |
در دو سال آینده سی شهر در اروپا، پلان دارد سیستم های بی سیم انترنت را که بنام وای فی نامیده میشود، نصب نماید که به مردم امکان استفاده از انترنت و ایمیل هایشان را فراهم میاورد.

ولی در آیا در عقب این انقلاب – انقلاب در عرصه تکنالوجی وای فای، مشکلات صحی وجود دارد؟
اگر به جاده ها، دکان های کافی و یا حتی مکتب ها سری بزنید، حتما مردمی را خواهید دید که از لب تاپ های که بشکل نامرعی با انترنت مرتبط هستند، استفاده میکنند.
این ارتباطاب بی سیم انترنتی به شخص امکان دستیابی به انترنت سریع را در هر محلی که سیگنالی وای فی موجود باشد، فراهم میاورد.
اما بعضی از دانشمندان نگرانی های جدی در مورد انعکاس اشعه الکترومگناتک دارند که یک میلیارد مرتبه از اشعه های عادی قویتر بوده و باعث مشکلات طویل المدت و شدید صحی خواهد گردید.
این نگرانی در اطفال بدلیل اینکه استخوان سر آنان (جمجمه) نازک بوده و سیستم عصبی شان در حال انکشاف است، جدی تر میباشد.
محققان در سویدن ادعا میکنند که این اشعه، سلول های مغز را میکشد و میتواند به کهن سالی زود رس منتج گردد.
سرویس انترنتی وای فی در حال حاضر بشکل گسترده ای در مکاتب معرفی شده است و تقریبا نیمی از مکاتب ابتدایی و تعداد زیادی از مکاتب متوسطه در برتانیه از شبکه ارتباطاتی وی فی استفاده میکنند.
موسسه حمایت از صحت در برتانیه میگوید که خطرات صحی مرتبط به استفاده از سیستم وای فی وجود ندارد. این موسسه میگوید که فرکانس های که در ان استفاده میگردد با فرکانس رادیو ها اف ام تلویزیون و تلفون های موبایل مشابه است.
آنان دلیلی نمی بینند که مکاتب باید از سیستم وای فی استفاده نکنند.
به هر حال، در طول سه سال گذشته، تعداد استفاده کنندگان از وای فی در اروپا از سه میلیون نفر به بیست و سه میلیون افزایش یافته است.
![]() |
| مبدل ساختن مواد غذایی به مواد سوخت: سبب بحران و بلند رفتن نرخ؟ | |
06/07/2008 |
تولید مواد سوخت از مواد غذایی که زماني يکي از بديل هاي مواد سوخت فوسيل بشمار ميرفت، حالا به دلیل باز داشتن زمين هاي زراعتي از توليد مواد غذايي، مورد انتقاد قرار دارد.

برازيل صادر کننده درجه اول ايتانول حاصله از نيشکر بشمار ميرود.
منتقدين استدلال ميکنند که مواد سوخت زيستي قابل دوام نيست و اين امر باعث تورم قيم مواد غذايي در جهان شده است. حاميان اين ستراتيژي ميگويند که مواد سوخت بيولوژيک يگانه انرژي بديل بوده و بطور غير منصفانه مسئول بحران مواد غذايي درجهان شناخته ميشود.
به روايت وزارت زراعت ايالات متحده امريکا سه فيصد پطرول مورد استفاده در امريکا از ايتانول بدست ميآيد. و کانگرس ايالات متحده جهت کاهش وابستگي کشور به نفت خارجي ۵۷ مليارد ليتر افزايش را درتوليد ايتانول الي سال ۲۰۱۵ پيشنهاد نموده است.
برازيل صادر کننده درجه اول ايتانول حاصله از نيشکر بشمار ميرود. اروپا بيشتر بيوديزل جهان را توليد ميکند و براي مساعدت بخشيدن کاهش غلظت گازهاي گلخانه اي در اتمفسير زمين ده فيصد افزايش را در توليد بيوديزل الي سال ۲۰۲۰ پيشنهاد نموده است.
اروپا و ايالات متحده هر ساله مليارد ها دالر را صرف تقاوي يا سب سيدي توليد مواد سوخت بيولوژيک ميکنند. اما کاتا رينا والبرگ از مجمع مشي جهاني يک گروه مستقر در نيويارک که از پاليسي گزاري ملل متحد نظارت ميکند ميگويد که اين شکل حمايت بايد توقف يابد: "توليد مواد سوخت بيولوژيک شايد بزرگترين دليل بحران مواد غذايي در حال حاضر باشد.
با مبدل ساختن غذا به مواد سوخت شما با زمين، آب وهمۀ انواع منابع رقابت نموده و فشار را بالاي ذخاير و قيم مواد غذايي اعمال ميکنيد. اما همچنان اين ستراتيژي از نظر محيط زيست نيز قابل دوام نيست. اين ستراتژي سبز نيست و مواد سوخت بيولوژيک پاسخ به مشکل انرژي نميباشد."
حکومت بوش اصرار ميورزد که توليد مواد سوخت حاصله از جواري مسئول صرف سه فيصد افزايش در قيم مواد غذايي در جهان است. برخي از تحليل گران با اين نظر موافق استند که مواد سوخت بيولوژيک بطور غير عادلانه مسئول افزايش قيم مواد غذايي در جهان شناخته شده است زيراکه نسل اول مواد سوخت بيولوژيک فعلي از محصولات غذايي توليد ميشود و انرژي مولده از آن اندک ميباشد.

مناطق در امریکا که از مواد غذایی مواد سوخت تهیه میگردد.
جورج هيوبر يک انجنير مواد کيمياوي در پوهنتون مساچوسيتس ميگويد اين امر مهم است که ميان اشکال مختلف مواد سوخت بيولوژيک تفکيک صورت گيرد.
جورج هيوبر: "آزمون حقيقي نسل اول مواد سوخت بيولوژيک ميباشد. شما محصولات زراعتي چون جواري را ميگيريد و از آن بطور مستقيم جهت توليد مواد سوخت بيولوژيک استفاده ميکنيد.
در مواد سوخت نسل دوم که بنام مواد سوخت سلولوزي ياد ميشود شما از مواد بيولوژيکي استفاده ميکنيد که براي خوردن از آن استفاده نميشود. شما از مواد اضافي زراعتي يا محصولات انرژي استفاده ميکنيد که بطور مستقيم در رقابت با مواد غذايي قرار ندارد. در مورد ايتانول حاصله از جواري و بيوديزل شما ميتوانيد استدلال کنيد که ممکن بتوانيد اين تقاوي يا سب سيدي را ازميان برداريد.
اما تقاوي ها ممکن براي رقابت اقتصادي مواد سوخت بيولوژيک بخصوص تقاوي در مورد مواد سوخت بيولوژيک حاصله از سلولوز ضروري باشد."
بعضي از ناظرين استدلال ميکنند که قيم روبه افزايش مواد غذايي پاليسي گزاران را بخصوص در اروپا واميدارد تا برنامه هاي تقاوي مواد سوخت بيولوژيک را دوباره مورد غور قرار دهند.
کين اش معاون سازمان همکاري اقتصادي و انکشاف که در پاريس مستقر است ميگويد آن پاليسي هايي که غير عملي يا غير موثر است بايد مورد بررسي قرار گيرد.



